اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٩ - نظريه مرحوم آخوند
٢- وضع: به اين صورت كه واضع بگويد: هر لفظى را كه من براى معناى حقيقى وضع كردم، براى معانى مجازى- كه داراى يكى از علايق مجاز باشند- نيز، به يك وضع نوعى- كه نه ماده در آن دخالت دارد و نه هيئت معيّن- وضع نمودم ولى با حفظ اينكه اين معنا غير حقيقى است. احتمال دوّم: ممكن است گفته شود: صحّت استعمال لفظ در معناى مجازى، مستند به واضع نيست بلكه در رابطه با ذوق عرف و عقلاء و توده مردم است. وقتى به عقلاء مراجعه مىكنيم مىبينيم اگر كسى در شجاعت، شبيه اسد باشد مىتوان به او «اسد» را اطلاق كرد ولى اگر در راه رفتن يا خصوصيت ديگرى شبيه اسد باشد، عرف به او اطلاق اسد نمىكند. و ذوق عرفى چنين اطلاقى را نمىپسندد. بههمينجهت در بحث اطّراد- كه يكى از علائم حقيقت است- اشكالى مطرح مىشود كه آيا شما كه اطّراد را علامت حقيقت مىدانيد، نوع علاقه را درنظر مىگيريد يا صنف علاقه را؟ آيا كلّى علاقه مشابهت مطرح است يا مشابهت در شجاعت مطرح است؟ بديهى است كه نمىتوان گفت: كلّىِ علاقه مشابهت مطرح است، زيرا اينگونه نيست كه هركس با ديگرى مشابهتى داشته باشد بتوانيم عنوان او را- هرچند بهصورت مجازى- بر ديگرى اطلاق كنيم. اسد داراى خصوصيات متعددى است ولى آنچه مصحّح استعمال اسد در غير اسد است، مشابهت در شجاعت است نه كلّىِ مشابهت.
نظريه مرحوم آخوند
مرحوم آخوند معتقد است: صحّت استعمال مجازى، مستند به طبع و ذوق است.
ولى در مقام تعليل علتى را ذكر مىكند كه اين علت، خيلى روشن نيست. ايشان مىفرمايد: صحّت استعمال، معنايى غير از حُسن استعمال ندارد و حُسن، داير مدار پسنديدن عرف است. اگر استعمالى را عرف پسنديد، آن استعمال حَسَن است و وقتى حَسَن شد صحيح خواهد بود. و اگر عرف نپسنديد، حَسَن نبوده و در نتيجه، صحيح نخواهد بود. ملاحظه مىشود كه طبع، استعمال اسد در مورد مشابهت در