اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٩ - اشكالات كلام بعض الأعاظم رحمه الله
اشكال اوّل: آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» در اشكال به بعض الأعاظم فرموده است: اگر ملازمه براى همه افراد- چه عالم به وضع و چه جاهل به آن- باشد، لازم مىآيد كه سماع لفظ و تصوّر آن، علّت تامّه براى انتقال ذهن به معناى آن باشد. بنابراين، بايد كسى جاهل به لغات نباشد، درحالىكه وجود جاهل به لغات از بديهيات است. و اگر ملازمه براى خصوص عالم به وضع باشد، پس گفته مىشود: اگرچه اين ملازمه ثابت است ولى اين نتيجه وضع است نه خود وضع. [١] در دوره قبل، اين اشكال را به تعبير زير بيان كرديم: اگر ملازمه براى خصوص عالم به وضع باشد «شبه دور» پيش مىآيد، زيرا معناى «وضعتُ هذا اللفظ بإزاء هذا المعنى» اين مىشود: «جعلتُ بين اللفظ و المعنى ملازمة للعالم بهذا الجعل» و اين مستلزم يك «شبه دور» است چون «العالم بهذا الجعل» در معناى وضع ملاحظه شده است. پاسخ اشكال: اين اشكال را در دوره قبل پذيرفته بوديم ولى اكنون بهنظر مىرسد اساس آن باطل است، زيرا واضع، لفظ را در برابر معنا وضع كرده و بين لفظ و معنا ايجاد ملازمه واقعيه مىكند. اين ملازمه واقعيه را عدّهاى مىدانند و عدّهاى نمىدانند و مسأله وضع، هيچ ارتباطى با عالم و جاهل ندارد. همان گونه كه ملازمه موجود در آيه لو كانَ فيهما آلِهَةٌ إلّا اللَّهُ لَفَسَدَتا [٢] ملازمهاى واقعى بوده و ربطى به عالم و جاهل ندارد. و بر اساس حرف بعض الأعاظم رحمه الله واضع بين لفظ و معنا ايجاد ملازمه كرده است، حال بعضى عالم به ملازمه مىشوند و بعضى علم پيدا نمىكنند.
ولى اين كه ملازمه براى چه كسى است؟ در باب ملازمه مطرح نيست. اشكال دوّم: در كلام بعض الأعاظم رحمه الله كلمه «ملازمه»- به معناى اسم مصدرى- ذكر شده نه «إيجاد الملازمة» كه به معناى مصدرى است. و همان ايرادى كه بر كلام
[١]- محاضرات في أُصول الفقه، ج ١، ص ٣٨ و ٣٩
[٢]- الأنبياء: ٢٢