اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١٩ - ٣- نظريّه صاحب كتاب «وقاية الأذهان»
است، هرچند در ذهن مولا «إكرام زيد» واجب نيست ولى از نظر قانون، مصداق قانون عام محسوب مىشود. حال وقتى مولا مىگويد: «لا تكرمْ زيداً العالم»، زيد را از چه چيز خارج مىكند؟ آيا مىگويد زيد در «أكرم كلَّ عالمٍ» داخل نبوده و اراده استعمالى به آن تعلّق نگرفته است؟ خير، اينطور نيست، زيد الآن هم داخل در «أكرم كلَّ عالمٍ» است، ولى اراده جدّى مولا به اين تعلّق گرفته كه علماى غير زيد، واجب الإكرام هستند و اكرام زيد، واجب نيست. حال كه چنين است، چرا بگوييم: تخصيص، مستلزم مجازيت است؟
ما كه لفظ «أكرم كلَّ عالمٍ» را در غير ماوضعله خودش استعمال نكردهايم. قانون- از نظر اراده استعمالى- از اوّل، عموميت داشته و الآن هم عموميت دارد. از اينجا به يك ضابطه كلّى پى مىبريم و آن اين است كه اراده بر دو قسم است:
اراده استعماليه و اراده جدّيه، و ممكن است بين اين دو اراده مخالفت تحقق داشته باشد. اراده استعماليه، به «اكرام همه علما» و اراده جدّيه به «اكرام علماى غير زيد» تعلّق دارد. پس از بيان مقدّمه فوق، به سراغ اصل كلام صاحب كتاب «وقاية الأذهان» مىرويم: ايشان مىفرمايد: ما همين بحث را- كه در عام و خاص مطرح شد- در مورد مجاز مطرح مىكنيم و مىگوييم: لفظى كه به صورت مجاز استعمال مىشود- چه مجاز استعارهاى و چه غير آن- بر حسب اراده استعماليه، در همان معناى خودش استعمال مىشود ولى بر حسب اراده جدّيه، در معناى مجازى استعمال مىشود. «اسد» بر حسب اراده استعماليه در «حيوان مفترس» و بر حسب اراده جدّيه در «رجل شجاع» استعمال شده است ولى آيا ارتباط «اسد» و «رجل شجاع» چگونه است؟ صاحب كتاب «وقاية الأذهان» در اين زمينه كلامى شبيه كلام سكّاكى دارد و مىفرمايد: در اينجا با ادّعا مىگوييم: «رجل شجاع»، مصداق و فرد براى معناى مراد به اراده