اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠١ - راه دوّم براى شناخت معناى حقيقى عدم صحّت سلب (يا صحّت حمل)
ولى امام خمينى «دامظلّه» فرموده است: قضيّه «زيدٌ ليس بإنسان» كاذب است، زيرا «زيد ليس بإنسان» نفى اتّحاد مىكند و نفى اتّحاد، معنايش اين است كه بين موضوع و محمول، هيچ نوع اتّحادى وجود ندارد، نه اتّحاد ماهوى و نه اتّحاد وجودى و اين، با وجود نوعى از اتّحاد سازگار نيست. درحالىكه ما مىبينيم در قضيه «زيدٌ ليس بإنسان» به حسب واقعيت- يعنى به لحاظ «زيدٌ إنسانٌ»- اتّحاد وجودى مطرح است. [١] ممكن است به ذهن كسى بيايد كه شايد كسى قرينه بياورد بر اينكه قضيّه «زيدٌ ليس بإنسان» كه او تشكيل مىدهد، ناظر به نفى هوهويت در رابطه با حمل اوّلى ذاتى است. مىگوييم: اقامه كردن قرينه، با آنچه مورد بحث ماست فرق دارد. ما نفس قضيّه سالبه را از نظر ظهور و دلالت، مورد بحث قرار دادهايم نه قضيّه سالبهاى كه قرينه به همراه دارد. قضيّه سالبه، نفى اتّحاد مىكند، مثل اينكه بگوييد: «الإنسان ليس في هذه الدار»، كه در اينجا طبيعت و ماهيت انسان را نفى كردهايد. در قضاياى سالبه هم، وقتى ماهيت اتّحاد را نفى كرديد، ديگر جاى اين حرفها نيست كه آيا اين اتّحادِ نفى شده، در رابطه با حمل اوّلى ذاتى است يا در رابطه با حمل شايع صناعى. البته بعيد نيست كه از كلام مرحوم آخوند استفاده شود كه ايشان در سالبه بخواهد دو نوع را تصوّر كند، ولى واقع مطلب همان چيزى است كه ما بيان كرديم. اشكال بر مسأله صحّت حمل: مرحوم آخوند مىفرمايد: اشكال دور كه در مسأله تبادر مطرح شد در مورد صحّت حمل نيز مطرح است زيرا اگر كسى معناى «صعيد» را نداند چگونه مىتواند قضيّه حمليّه تشكيل داده و بگويد: «التراب الخالص صعيد؟» پس تشكيل قضيّه حمليّه، فرع اين است كه آشنايى قبلى با معناى «صعيد» داشته باشد و فرض اين است كه اين علم را مىخواهد از راه قضيّه حمليّه به دست آورد. بنابراين، علم
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٨٩ و ٩٠ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٣٥ و ٣٦