اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٥ - كلام مرحوم آخوند در ارتباط با صحّت سه قسم اوّل
حال اگر ما بهجاى «زيدٌ لفظٌ» بگوييم: «ديزٌ لفظٌ»، اين اطلاق، صحيح است. از اينجا كشف مىشود كه ترخيص واضع، نمىتواند نقشى در صحّت اطلاق داشته باشد، زيرا اگر واضع هم ترخيص داشته باشد، در محدوده كار خودش- يعنى در محدوده الفاظ موضوعه، هرچند در معانى مجازيه- ترخيص دارد ولى الفاظى كه از دايره وضع بيرون است، واضع نمىتواند نسبت به آنها ترخيص داشته باشد. بههمينجهت، كسانى كه در باب مجازات، ترخيص واضع را شرط مىدانند در اينجا دچار اشكال مىشوند كه در «ديزٌ لفظٌ» چه ترخيصى از ناحيه واضع صورت گرفته است؟ [١] بررسى كلام مرحوم آخوند ما اگرچه مبناى مرحوم آخوند را نپذيرفتيم و قبول نكرديم كه «صحّت استعمال به معناى حُسن استعمال باشد» و اين مسئله براى ما قدرى مجمل و نامعيّن بود، ولى در اينجا، قائل به صحّت اين گونه استعمالات هستيم و راهى كه ما براى اثبات صحّت اين نوع اطلاقات داريم دو راه است: راه اوّل: اينگونه استعمالات، فراوان است و ما نمىتوانيم حكم به نادرست بودن آنها بنماييم. راه دوّم: مواردى مطرح است كه راهى غير از اينگونه اطلاقات وجود ندارد، مثلًا اگر استاد از شاگرد بخواهد جمله «جاء زيدٌ من السفر» را تركيب كند، آيا وقتى به كلمه «زيد» رسيد بايد معناى آن را اراده كند؟ معناى «زيد»، هيكل خارجى است و تركيب جمله، ربطى به آن ندارد. بلكه اين سؤال، مربوط به لفظ است. شاگرد راهى ندارد جز اينكه بگويد: جاء: فعل، زيد: فاعل، من السفر: جارّ و مجرور. و اگر بخواهد به معنا ارتباط پيدا كند، نمىتواند جواب بدهد. اگر استاد از شاگرد بخواهد كه براى لفظ، مثالى ذكر كند، و شاگرد بگويد: «زيدٌ
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٩ و ٢٠