اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١١ - اشكالات كلام مرحوم نائينى
بايد تعلّم كنند- در كلام مرحوم نائينى اشاره به اين مطلب نيست ولى برفرض كه ايشان بخواهد چنين چيزى بفرمايد- مىگوييم: اگر در عالم يك لغت داشتيم، مىتوانستيم فرض كنيم كه مسأله وضع به بشر ابتدائى الهام شده و ديگران در طول تاريخ از راه تعلّم، آن را فرا گرفتهاند. ولى با توجّه به اينكه در عالَم، لغات متعددى وجود دارد چگونه مىتوان چنين چيزى را پذيرفت؟ آيا مىتوان قبول كرد كه خداوند تمام لغات موجود در عالم را به بشر ابتدائى الهام كرد؟ اشكال سوّم: ما مىدانيم كه لغات، متكثّر و متعدّد است و بر اساس كلام مرحوم نائينى بايد وضع در مورد اين لغاتِ متعدّد را به خداوند نسبت دهيم درحالىكه نسبت دادن همه اين لغات به خداوند مشكل است. توضيح: در رابطه با لغاتِ متعدد يا بايد بگوييم: «هر لغتى توسط يك پيامبر در اختيار مردم قرار داده شده است»، يا بگوييم: هريك از لغات، به دستهاى از انسانهاى ابتدائى الهام شده است. لغت عربى به يك دسته، لغت فارسى به يك دسته و ... و يا بگوييم: هريك از لغات، به صورت فطرى در نهاد دستهاى از افراد بشر قرار داده شده است. و يا تبعيض قائل شويم- اگرچه اين مطلب در كلام مرحوم نائينى نيست- و بگوييم: بعضى از لغات بهصورت الهام بوده و بعضى از لغات، به واسطه پيامبر بوده است. توجيهات فوق براى ما قابل قبول نيست زيرا: بديهى است كه مسأله وضع براى سهولت تفهيم و تفهّم و انتقال اغراض است.
درحالىكه تكثّر لغات، موجب صعوبت تفهيم و تفهّم است و بهجاى اينكه انسان را به هدف نزديك كند، او را از هدف دور مىكند. چون اگر همه مردم دنيا به يك زبان صحبت مىكردند انتقال اغراض به ديگران به آسانى صورت مىگرفت ولى اكنون كه لغات، متعدّد است انسانها براى انتقال اغراض خود به ديگران بايد ابتدا قسمتى از وقت خود را براى فراگيرى زبان آنان بكار برند و اين خود داراى مشكلاتى است. بايد توجّه داشت كه هرچند اختلاف زبانها براى بشر زيانها و محروميتهايى را