اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٩ - اشكالات تعريف مرحوم نائينى
صغرى: هذا خمر، كبرى: كل خمر حرام، نتيجه: هذا حرام. نتيجهاى كه از اين قياس حاصل شد حكمى جزئى است. آنچه را ما اشكال مىكنيم مسئله بيع و امثال آن مىباشد كه داراى حكمى كلّى مىباشند. همان گونه كه بيع صحيح داراى حكمى كلّى است، بيع فاسد نيز داراى حكمى كلّى است. قاعده «ما يضمن» مىگويد: «كلّ ما يضمن بصحيحه يضمن بفاسده» و نتيجه اين قاعده عبارت از «البيع يضمن بفاسده» است و اين حكم كلّى است، به خلاف «هذا حرام» كه به عنوان نتيجه در «كل خمر حرام» مطرح است. اشكال سوم: ظاهر تعريف محقق نائينى رحمه الله اين است كه با انضمام صغرى به قواعد اصوليه كه كبريات هستند، حكم كلّى الهى استنتاج مىشود و به قاعده ديگرى نياز نداريم درحالىكه در بعضى موارد به قواعد ديگر نيز احتياج داريم. مثال: بدون ترديد مسائلى چون «صيغه افعل ظاهر در وجوب است» و «صيغه لا تفعل ظاهر در حرمت است» از مسائل علم اصول مىباشند و كسى نمىتواند اصولى بودن آنها را انكار كند، هرچند ممكن است اين مسائل در علوم ديگرى- مثل لغت- نيز مورد بحث قرار گيرند و در آنجا نيز به عنوان مسأله آن علم مطرح باشند ولى در علم اصول نيز به عنوان يك مسأله اصولى مسلّم مورد بحث قرار مىگيرند، در حالى كه با انضمام آنها به صغرى، حكم كلّى الهى استنتاج نمىشود، مثلًا گفته مىشود: صغرى: الصلاة معروضة لهيئة افعل، كبرى: هيئة افعل ظاهرة في الوجوب، نتيجه: هيئة افعل التي عرضت للصلاة، ظاهرة في الوجوب. روشن است كه حكم الهى، خودِ وجوب نماز است نه ظهور در وجوب، بههمينجهت براى بدست آوردن حكم الهى بايد از مسأله اصولى ديگرى كمك بگيريم و آن