اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٩ - راه دوّم براى شناخت معناى حقيقى عدم صحّت سلب (يا صحّت حمل)
نكتهاى در ارتباط با قضاياى حمليّه: در بحثهاى گذشته، بهطور مبسوط پيرامون قضاياى حمليّه بحث كرديم ولى نكتهاى باقى مانده است كه لازم مىدانيم در اينجا مورد بحث قرار دهيم. آن نكته اين است كه: آيا تقسيم حمل به اوّلى ذاتى و شايع صناعى، فقط در قضاياى موجبه جريان دارد يا در قضاياى سالبه رديف اين قضاياى موجبه نيز جريان دارد؟ يعنى همانطور كه در قضاياى موجبه، گاهى اتّحاد در ماهيت را اثبات مىكرديم و گاهى اتحاد در وجود را، در قضاياى سالبه هم گاهى اتّحاد در ماهيت را نفى مىكنيم و گاهى اتّحاد در وجود را. مثلًا بگوييم: در «الإنسان ليس ببقرٍ»، اتّحاد در ماهيت را نفى كردهايم و در «زيد ليس ببقر» اتحاد در وجود را نفى كردهايم. يا اينكه خصوصيتى در ناحيه ايجاب وجود دارد كه اقتضاء مىكند تنوّع به دو نوع را، ولى در قضاياى سالبه، اين خصوصيت وجود ندارد بههمينجهت در آنجا تنوّع تصوّر نمىشود. خصوصيتى كه در قضاياى موجبه تحقّق دارد، جنبه اثباتى آنها و جنبه تحقّق آن معناست. در قضاياى موجبه مىخواهيم بگوييم: بين موضوع و محمول، هوهويت مطرح است، اگر شما يك چنين عبارتى به كار ببريد و بگوييد: بين موضوع و محمول هوهويت است، جاى اين سؤال است كه آيا هوهويتى كه بين موضوع و محمول است، هوهويت ماهوى است يا هوهويت وجودى؟ مثل اين كه اگر شما بگوييد: «در اين مدرسه، انسان وجود دارد»، جاى اين سؤال است كه آيا انسان معمّم وجود دارد يا غير معمّم؟ چون در وجود، تنوّع هست. ولى وقتى جانب سلب را درنظر بگيريم، مثلًا اگر شما بگوييد: «من امروز مهمان نداشتم»، از شما سؤال نمىكنند: آن كسى كه وجود نداشت آيا عالم است يا غير عالم؟
در قضيّه سالبه شما مىگوييد: بين موضوع و محمول، هوهويت تحقّق ندارد و ديگر جاى اين سؤال نيست كه آيا چه نوع هوهويتى تحقّق ندارد، زيرا اگر يك نوع هوهويت هم تحقّق داشته باشد سخن شما كذب خواهد بود. وقتى سلب، به اتّحاد و هوهويت تعلّق پيدا كند، معنايش اين است كه هيچ اتّحادى نيست و جاى سؤال هم نيست، لذا