اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٠ - كلام امام خمينى «دام ظلّه»
«موجود» جنبه محمولى دارد نه موضوعى. از اينجا مىفهميم كه اگرچه ظاهر قضيه فلسفى، «الجسم موجود» است ولى باطنش «الموجود جسم» مىباشد. در علم اصول نيز اينچنين است. [١] در نتيجه، مرحوم بروجردى و حضرت امام خمينى «دام ظلّه» موضوع علم اصول را عنوان «الحجّة في الفقه» مىدانند ولى تقريب استدلال آنان با يكديگر تفاوت دارد. بررسى كلام آيتاللَّه بروجردى رحمه الله و امام خمينى «دام ظلّه» به مرحوم بروجردى عرض مىكنيم: ما جامع بين محمولات را نمىپذيريم بلكه جامع بين موضوعات را مىخواهيم. و نسبت به كلام امام خمينى «دام ظلّه» مىگوييم: ما هيچ انگيزهاى نداريم كه مسأله اصولى را قلب كرده و مثلًا به جاى «خبر الواحد حجّة» بگوييم: «الحجّة خبر الواحد»، بلكه با باقى ماندن مسئله بر اصل خود مىتوانيم عنوان «الحجّة في الفقه» را به عنوان موضوع علم اصول بپذيريم. براى بيان مطلب ابتدا به ذكر مقدّمهاى مىپردازيم: معناى قضيه «زيدٌ انسانٌ» اين است كه «زيد، واحدى از طبيعت انسان است»، زيرا تنوين تنكير در «انسانٌ» موجب مىشود كه «انسان» در اين قضيّه از «طبيعت انسان» جدا شود. در اين صورت اگر «انسان» مصداق طبيعت انسان قرار گيرد معنايش اين نيست كه زيد، ديگر مصداق طبيعت انسان نيست. هم «زيد» مصداق طبيعت انسان است و هم «انسانٌ» مصداق طبيعت انسان است، بلكه «زيد» در مصداقيت قوىتر از «انسانٌ» است، زيرا «انسانٌ» به معناى «واحدٌ من أفراد الإنسان» است و اين معنا، معنايى كلّى و داراى ابهام است. و اين ابهام در «زيد» وجود ندارد. اكنون با توجّه به مقدّمه فوق، به امام خمينى «دام ظلّه» عرض مىكنيم:
[١]- اين مطلب را امام خمينى «دام ظلّه» در درس خود بيان فرموده است و در تهذيب الاصول مطرح نشده است.