اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - نظريه دوّم (ارتباط بين لفظ و معنا ناشى از وضع است)
بدون علّت محال است و از آن اصطلاحاً به «ترجّح بلامرجّح» تعبير مىكنند، يعنى وجود ممكن- اگر معلول باشد- نمىتواند بدون علت باشد و امكان، مساوق با معلوليت است. ولى ترجيح بلامرجّح فعل انسان است و اشكالى ندارد. مثل اينكه انسان تعداد زيادى از يك كتاب را ملاحظه مىكند و يكى از آنها را انتخاب كرده و خريدارى مىكند، اين ترجيح بلامرجّح است و استحالهاى ندارد. شاهد اين امر وجدان است و دليلى هم بر محال بودن آن اقامه نشده است. ثانياً: برفرض كه قبول كنيم ترجيح بلا مرجّح محال است، ولى دليلى نداريم كه مرجّح، ارتباط به علاقه ذاتى بين لفظ و معنا داشته باشد. بلكه ممكن است مرجّحات ديگرى هم در كار باشد، مثل اينكه در مقام نامگذارى فرزند مرجّحاتى- چون همنام بودن با ائمّه عليهم السلام- را ملاحظه كرده و اسمى براى فرزند انتخاب مىكنيم. در باب وضع هم ممكن است گفته شود: واضع وقتى «آب» را ديده لفظ «ماء» زودتر به ذهنش آمده- اگر واضع بشر باشد- و همان لفظ را براى «آب» وضع كرده است. مثل القابى كه موقع تأسيس شناسنامه درست كردند، مثلًا از كسى مىپرسيدند:
لقب تو چيست؟ مىگفت: لقبى ندارم. مىگفتند: به چه چيز علاقه دارى؟ مثلًا مىگفت:
«به نام مقدّس امام حسين عليه السلام»، پس لقب او را حسينى مىگذاشتند. بنابراين، لازم نيست مرجّحْ علاقه ذاتى بين لفظ و معنا باشد.
نظريه دوّم (ارتباط بين لفظ و معنا ناشى از وضع است)
از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه ارتباط ذاتى بين لفظ و معنا- به هريك از معانى چهارگانه كه در نظر بگيريم- باطل است و ظاهر اين است كه ارتباط بين لفظ و معنا ناشى از وضع است و دليلى هم كه براى نفى وضع مطرح شد دليل درستى نبود.