اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥٣ - بررسى كلام مشهور
مىشود- كه از آن به «قضيّه معقوله» تعبير مىشود. [١] ٣- مرحله واقعيت و حقيقتى كه مىخواهيم بهوسيله قضيّه لفظيه و قضيّه معقوله در اختيار مخاطب بگذاريم. از اين مرحله به «قضيّه واقعيّه» يا «قضيّه محكيّه» تعبير مىشود. حال از مشهور سؤال مىكنيم: تركّبى كه در مورد قضيّه حمليّه مطرح كرديد در رابطه با كداميك از مراحل سهگانه فوق است؟ مشهور جواب مىدهند تركّب مذكور در رابطه با تمام مراحل سهگانه است. در مرحله واقع، يك «زيد» داريم و يك «قائم» و يك نسبت. در قضيّه ملفوظه نيز علاوه بر «زيد» و «قائم» يك هيئت جمله اسميه داريم كه جمله «زيدٌ قائمٌ» را از «زيد» و «قائم» تنها، جدا مىكند. و در قضيّه معقوله نيز آنچه مخاطب از «زيدٌ قائمٌ» تعقّل مىكند غير از چيزى است كه از «زيد» و «قائم» تعقّل مىكند.
بررسى كلام مشهور
براى بررسى كلام مشهور، ابتدا دو مقدّمه ذكر مىكنيم: مقدّمه اوّل: در بحث معانى حرفيه گفتيم: «نسبت داراى واقعيت مىباشد و امر تخيّلى نيست. در قضيّه «زيدٌ في الدار» علاوه بر واقعيت زيد و واقعيت دار، واقعيت سوّمى نيز وجود دارد، آن واقعيت «نسبت ظرفيت» است كه زيد به عنوان «مظروف» در يك طرف آن و دار به عنوان «ظرف» در طرف ديگر آن قرار دارد. و به تعبير ديگر:
نسبت، واقعيتى است كه متقوّم به طرفين است و اين امر در تمام معانى حرفيه كه از اين قبيل است ملاحظه مىشود. طرفين نسبت نيز بايد متغاير باشند و نسبت نمىتواند در يك واقعيت تحقق پيدا كند. «ابتداء» هم «بصره» دارد و هم «سير» و امكان ندارد در ضمن يكى از آن دو تحقق پيدا كند.
[١]- اين تعبير اشاره به اين است كه معنا عبارت از چيزى است كه مخاطب آن را از قضيّه ملفوظه تعقّل مىكند و از راه لفظ، در ذهن او صورت پيدا مىكند.