اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧ - اولين كسى كه علم اصول را در مقام استنباط بكار گرفت
ايشان، استنباط و اجتهاد به ركود و خاموشى گراييد. اين حالت به همين شكل ادامه پيدا كرد تا نوبت به محمد بن ادريس حلّى رحمه الله (م ٥٩٨) صاحب كتاب السرائر رسيد. ابن ادريس بحث و انتقاد را زنده كرد و باب استنباط و اجتهاد را- پس از ركود و انسداد- گشود. پس از ابن ادريس، نوبت به محقّق حلّى رحمه الله (م ٦٧٦) صاحب كتاب شرايع الإسلام و سپس نوبت به علّامه حلّى رحمه الله (م ٧٢٦) رسيد. اين دو بزرگوار- كه به «فاضلان» معروفند- اساس بحث و استدلال را استحكام بخشيدند و در فقه و اصول كتابهاى زيادى تأليف كردند. محقّق حلّى كتابهاى نهج الوصول إلى معرفة الاصول و معارج الاصول را در زمينه علم اصول تأليف كرد. علّامه حلّى نيز كتابهاى بسيارى تأليف كرد كه مهمّترين آنها كتاب نهج الوصول إلى علم الاصول است. سپس جمعى از بزرگان اصحاب- مانند فخر المحقّقين رحمه الله (م ٧٧١)، فرزند علّامه حلّى- به شرح كتاب نهج الوصول إلى علم الاصول پرداختند و اين كتاب تا زمان شهيد ثانى رحمه الله محور درس و بحث علما بود. سپس شهيد ثانى رحمه الله (م ٩٦٥) كتاب تمهيد القواعد و شيخ جمال الدين حسن رحمه الله (م ١٠١١)- فرزند شهيد ثانى- كتاب معالم الدّين را تأليف كردند. اين كتاب به جهت تعبير سليس و جمع زيبا و سهولت استفاده از آن، تا زمان ما محور درس و بحث در ابتداى شروع در علم اصول قرار گرفته است. بههمينجهت مورد اقبال علما قرار گرفت و شروح و حواشى متعدّدى برآن نوشته شد، كه بهترين آنها كتاب هداية المسترشدين تأليف شيخ محمد تقى اصفهانى رحمه الله (م ١٢٤٨)- برادر صاحب فصول- است. و نيز در همين دوره، مرحوم محقّق قمى (م ١٢٣١) كتاب قوانين الاصول و مرحوم شيخ محمد حسين اصفهانى (م ١٢٥٠) كتاب الفصول الغرويّة في الاصول الفقهيّة را تأليف كردند. با توجّه به مقدّميّت علم اصول براى علم فقه و عدم موضوعيّت آن، به نظر مىرسد در اين دوره بيش از حدّ نياز به علم اصول توجّه شده است.