اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢١ - نظريه پنجم (نظريه محقق اصفهانى رحمه الله)
ولى نسبت به قضيّه «الإنسان في الدار» جاهل بوده يا شك داشته باشد، زيرا احتمال مىدهد حيوان موجود در خانه بقر باشد نه انسان. و همچنين ممكن است نسبت به قضيّه «الإنسان في الدار» يقين داشته باشد ولى نسبت به مصاديق آن جاهل بوده يا شك داشته باشد. بنابراين پشت سر قضيّه «زيدٌ في الدار» پنج يا شش واقعيت ديگر در دار وجود دارد كه عبارتند از واقعيتِ وجود زيد، واقعيت وجود انسان، واقعيت وجود حيوان، واقعيت وجود جسم نامى و واقعيت وجود جسم. و اينها اگرچه به حسب وجود خارجى با يكديگر اتّحاد دارند يعنى همانطور كه وجود انسان عين وجود زيد است و وجود حيوان هم عين وجود زيد است، وجود جسم نامى هم عين وجود زيد است و در وجود، مغايرتى بين زيد و ساير موجودات مذكور نيست و مغايرت، مربوط به واقعيتهاى آنهاست. دليل اين امر اين است كه هريك از وجودات مذكور ممكن است مورد علم يا جهل يا شك كسى واقع شود. و اين مراحل به حسب واقعيت آنقدر اختلاف دارند كه كه گاهى آثار عجيبى برآن مترتب مىشود، مثلًا ممكن است رفيق شما بگويد: «امروز ميهمان داشتم». در اينجا شما متوجّه مىشويد ميهمان در منزل رفيق شما بوده است. اين يك مرحله از واقعيت است و آثارى برآن مترتب است، مثل اينكه شما بگوئيد: «رفيق ما ميهماننواز است»، ولى اگر بعد از آن متوجّه شديد آن ميهمان يكى از علماى بزرگ بوده است در اينجا واقعيت ديگرى تحقق پيدا مىكند.
البته واقعيت ديگر به معناى وجود ديگر نيست يعنى وجود ميهمان با وجود آن عالم بزرگ، دو وجود نيست ولى بههرحال در اينجا دو واقعيت وجود دارد: يكى واقعيت وجود ميهمان و ديگرى واقعيت وجود آن عالم بزرگ. اين دو واقعيت با يكديگر اختلاف دارند و چهبسا يكى از آن دو براى انسان معلوم و ديگرى مجهول يا مشكوك باشد. پس اينكه مىگويند: ممكن است «الإنسان في الدار» متيقّن باشد ولى «زيدٌ في الدار» مشكوك باشد، مىگوييم: اين درست است ولى شما چه استفادهاى از اين معنا مىكنيد؟ مىگوييد: وجود انسان همان وجود زيد است. مگر كسى گفته: وجود انسان