اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٠ - نظريه پنجم (نظريه محقق اصفهانى رحمه الله)
موجودةٌ» و مشكوك بودن قضيّه «زيدٌ في المدرسةِ» و تغاير بين اين دو قضيّه، بايد بگوييم: «واقعيت سوّمى وجود دارد كه اگر شما دنبال آن برويد و ببينيد زيد در مدرسه است به آن واقعيت رسيدهايد و شك شما برطرف خواهد شد. و در اين مورد، يقين و شك و تغاير مربوط به عالم خارج مىباشند. و اين خيلى جاى تعجّب است كه ما دو قضيّه متيقّنه و مشكوكه در رابطه با خارج ببينيم و درعينحال بگوييم: مغايرت ذهنى كفايت مىكند». امّا مثال «زيدٌ في الدار» و «الإنسان في الدار»- كه آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» مطرح كرد- اگرچه ظاهرى فريبنده دارد ولى با دقت نظر درمىيابيم كه اين مثال هم صحيح نيست. ايشان فرمود: بين قضيّه «الإنسان موجود في الدار»- كه يقينى است- و قضيّه «زيدٌ موجود في الدار»- كه مشكوك است- در خارج، مغايرتى وجود ندارد و تغاير آنها ذهنى است. در پاسخ مىگوييم: اگر ما ببينيم زيد در خانه است و قضيّه «زيدٌ في الدار» را تشكيل دهيم، اين قضيّه به قضاياى متعدّدى منحلّ مىشود، مثل: «الجسم في الدار»، «الجسم النامى في الدار» «الحيوان في الدار»، «الإنسان في الدار»، «الإنسان المتخصِّص بخصوصيّة الزيديّة في الدار». اين مسئله از نظر منطقى روشن است زيرا زيد، فرد انسان است و انسان، نوع حيوان است و حيوان، نوع جسم نامى است و جسم نامى، نوع جسم است و جسم، جنس الأجناس است. هريك از قضاياى مذكور ممكن است مورد علم، جهل و شك واقع شود، مثلًا ممكن است كسى نسبت به قضيّه «الجسم في الدار» جاهل بوده يا شك داشته باشد. و يا قضيّه «الجسم في الدار» براى كسى معلوم باشد ولى نسبت به قضيّه «الجسم النّامي في الدار» جاهل بوده يا شك داشته باشد. و نيز ممكن است كسى به قضيّه «الجسم النامي في الدار» علم داشته باشد ولى نسبت به قضيّه «الحيوان في الدار» جاهل بوده يا شك داشته باشد، زيرا احتمال مىدهد جسم نامى درخت باشد نه حيوان. و يا نسبت به قضيّه «الحيوان في الدار» يقين داشته باشد