اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٤ - كلام مرحوم آخوند در ارتباط با صحّت سه قسم اوّل
كرده و شخص لفظ را اراده كرده است يعنى لفظ را در خودش استعمال كرده، بدون اينكه نوع يا صنف يا مثل را اراده كرده باشد. حال كه چهار قسم اطلاق لفظ معلوم گرديد، لازم است در دو مقام بحث شود: مقام اوّل: آيا اينگونه اطلاقات (اطلاق لفظ و اراده لفظ) صحيح است؟ مقام دوّم: برفرض كه چنين اطلاقى صحيح باشد، آيا در اين موارد، عنوان استعمال تحقّق دارد؟
مقام اوّل آيا اطلاق لفظ و اراده لفظ، صحيح است؟
صحت سه قسم اوّل، مورد اتّفاق است. ولى قسم چهارم، مورد مناقشه صاحب فصول رحمه الله قرار گرفته است.
كلام مرحوم آخوند در ارتباط با صحّت سه قسم اوّل
مرحوم آخوند در اين زمينه دو دليل اقامه كرده است: دليل اوّل: در باب مجازات، مطلبى گفتيم كه به صورت ضابطه كلّى در اينجا نيز جريان دارد. آن مطلب اين است كه ما صحّت استعمال را عبارت از حُسن استعمال دانستيم و در اينجا هم حسن استعمال وجود دارد. چه فرقى وجود دارد بين اينكه كسى قضيّه «زيدٌ قائم» را تشكيل دهد يا قضيّه «زيدٌ لفظٌ» را مطرح كرده و به جهت غرضى كه دارد نوع زيد را اراده كند؟ از نظر حسن استعمال، هيچ فرقى بين اين دو وجود ندارد. دليل دوّم: اين اطلاقات، گاهى در مورد الفاظى كه هيچ معنايى ندارد، وجود دارد، مثلًا اگر گفته شود: «ديزٌ لفظٌ»، آيا اين غلط است؟ خير، غلط نيست زيرا لفظ مهمل اگرچه ارتباطى با معنا ندارد ولى از عالم لفظ بيرون نرفته بلكه يكى از اقسام لفظ است.