اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٤ - كلام صاحب فصول رحمه الله و صاحب قوانين رحمه الله
بهنظر مىرسد كه از كلام ايشان، چنين مطلبى استفاده مىشود. وقتى در آن دو مورد متعرّض شد و در اينجا متعرّض نشد، ظاهر اين است كه مىخواهد بفرمايد:
مجاز، در رابطه با تبادر، سهمى ندارد. و ما چيزى مانند عدم تبادر يا مشابه آن، به عنوان دليل بر مجاز نداريم.
كلام مشهور
ظاهراً مشهور بين اصوليين اين است كه همانطور كه تبادر علامت حقيقت است، عدم تبادر هم علامت مجاز است. [١] اشكال بر مشهور: شما كه عدم تبادر را علامت مجاز مىدانيد پس در الفاظى- مثل عين- كه مشترك لفظى هستند، اگر متكلّم بگويد: «رأيت عيناً»، و قرينهاى نياورد، چيزى به ذهن تبادر نمىكند آيا اينجا هم مسأله مجاز مطرح است؟
كلام صاحب فصول رحمه الله و صاحب قوانين رحمه الله
صاحب فصول رحمه الله و صاحب قوانين رحمه الله و جمعى از محقّقين، براى اين كه گرفتار اشكال فوق نشوند گفتهاند: عدم تبادر، علامت مجاز نيست، بلكه «تبادر الغير» علامت مجاز است. اگر لفظى اطلاق شود و ما ديديم غير از معنايى كه احتمال مىدهيم، معناى ديگرى متبادر مىشود، تبادر آن معناى دوّم، علامت مجازيّت معناى اوّل است، لذا «تبادر الغير» را به عنوان علامت مجاز مطرح كردهاند. [٢] اشكال بر كلام صاحب فصول رحمه الله و صاحب قوانين رحمه الله
[١]- اين مطلب در حاشيه مرحوم مشكينى بر كفاية الاصول و حاشيه مرحوم سيّد على قزوينى بر قوانين الاصول به مشهور نسبت داده شده است. رجوع شود به: كفاية الاصول با حواشى مرحوم مشكينى، ج ١، ص ٢٦ و قوانين الاصول، ج ١، ص ١٣.
[٢]- قوانين الاصول، ج ١، ص ١٣، الفصول الغرويّة في الاصول الفقهية، ص ٣٢. در حاشيه سيد على قزوينى رحمه الله بر قوانين الاصول، عدول صاحب قوانين از كلام مشهور را «تبعا لجماعة» دانسته است.