اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٢ - ٥- تعريف آيت اللَّه خويى «دام ظلّه» از علم اصول
اينگونه بود. حال از مرحوم عراقى سؤال مىكنيم: چه تفاوتى بين اينگونه مسائل و مسائل مربوط به مشتق وجود دارد كه شما قسم اوّل را داخل در علم اصول دانسته و قسم دوّم را خارج مىدانيد؟ اشكال سوّم: اين اشكال را نيز امام خمينى «دام ظلّه» بر محقق عراقى رحمه الله وارد كرده است، ايشان مىفرمايد: بنا بر تعريف محقق عراقى رحمه الله، بعضى از قواعد فقهيه داخل در علم اصول مىشوند، زيرا در عبارت ايشان- همانند عبارت مرحوم نائينى- كلمه «استنباط» ذكر نشده است، بلكه همان بدست آوردن حكم- شبيه استنتاجى كه مرحوم نائينى مطرح كردند- ذكر شده است و اين امر سبب مىشود كه بعضى از قواعد فقهيه- مثل قاعده «ما يضمن بصحيحه يضمن بفاسده»- در تعريف ايشان داخل شود، زيرا اين قاعده راه را براى تشخيص حكم باز مىكند و به وسيله آن مىتوان حكم بيع فاسد را تشخيص داد. [١] بنابراين، تعريف مرحوم عراقى نيز نمىتواند تعريف صحيحى باشد.
٥- تعريف آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» از علم اصول
آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» در تعريف علم اصول فرموده است: علم الاصول هو العلم بالقواعد التي تقع بنفسها في طريق استنباط الأحكام الشرعيّة الكليّة الإلهية من دون حاجة إلى ضميمة كبرى أو صغرى أُصولية اخرى إليها. [٢] قبل از ورود به بحث پيرامون تعريف ايشان، تذكر اين نكته لازم است كه ذكر «صغرى أُصولية» در عبارت ايشان به احتمال قوى از اشتباه تقريركننده بوده است، زيرا: اوّلًا: ما چيزى بنام «صغراى اصوليه» نداريم و آنچه به عنوان مسأله اصولى مطرح
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٥٠ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ١١.
[٢]- محاضرات في أُصول الفقه، ج ١، ص ٨