اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦١ - ملاك حمل در قضاياى حمليّه چيست؟
قضيّه معقوله تشكيل مىشود. بههمينجهت، هيچگونه اختلافى بين اين قضايا- در مقام حكايت- وجود ندارد و ما قبل از شروع بحث گفتيم: «اساس در اين قضايا در مراحل سهگانه، همان واقعيت مسئله است. آنچه به عنوان واقعيت است، آنها هم دنبال واقعيتند». پس اگر در واقعيت، نسبت را ملاحظه نكرديم، معنا ندارد در قضيّه لفظيّه يا معقوله نسبت را ملاحظه كنيم. وقتى مسأله نسبت كنار رفت، اين سؤال مطرح است كه ملاك حمل در قضاياى حمليّه چيست؟ ملاك حمل در قضاياى حمليّه همان چيزى است كه مرحوم آخوند در باب مشتق مطرح كرده است. ظاهر كلام مرحوم آخوند در بحث «استعمال لفظ و اراده نوع» اين است كه ايشان كلام مشهور در رابطه با تركّب قضايا از سه جزء را پذيرفته است [١] ولى در باب مشتق از اين حرف عدول كرده و صراحتاً ملاك حمل را عبارت از اتّحاد و هوهويت مىداند. «هو» اوّل اشاره به موضوع و «هو» دوّم اشاره به محمول است يعنى موضوع، اين محمول است و بين موضوع و محمولْ اتّحاد تحقّق دارد. ولى آيا اين هوهويت و اتّحاد چگونه است؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت: هوهويت داراى مراتبى است: بالاترين مرتبه آن اين است كه هم در وجود خارجى و هم در مفهوم و هم در ماهيت، اتّحادْ وجود داشته باشد، مثل «الإنسان إنسان». مرتبه بعدى اين است كه در وجود خارجى و ماهيت، اتّحادْ وجود داشته باشد ولى در عالم مفهوم، اتّحادى وجود نداشته باشد، مثل: «الإنسان حيوان ناطق». مرتبه سوّم- و نازلترين مرتبه- اين است كه فقط در وجود خارجى، اتّحادْ وجود
[١]- قال: أمّا إطلاقه و إرادة شخصه كما إذا قيل «زيدٌ لفظ» و اريد منه شخص نفسه ففي صحّته بدون تأويل نظر، لاستلزامه اتّحاد الدالّ و المدلول أو تركّب القضيّة من جزءين كما في الفصول. بيان ذلك: أنّه إن اعتبر دلالته على نفسه حينئذٍ لزم الاتحاد و إلّا لزم تركّبها من جزءين لأنّ القضيّة اللفظيّة على هذا إنّما تكون حاكيةً عن المحمول و النسبة لا الموضوع فتكون القضيّة المحكيّة بها مركّبة من جزءين مع امتناع التركّب إلّا من الثلاثة ضرورة استحالة ثبوت النّسبة بدون المنتسبين. كفاية الاصول، ج ١، ص ٢٠