اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٢ - مطلب دوّم بيان محقق عراقى رحمه الله در ارتباط با وضع عام و موضوع له عام
حال از ايشان سؤال مىكنيم: اگر مثلًا افراد انسان در خارج هزار نفر باشند، آيا چند واقعيت خارجى تحقّق دارد؟ هزار واقعيت يا بيش از هزار واقعيت؟ اگر جواب دهد: در اين صورت، در خارج، هزار واقعيت خارجى تحقّق يافته است.
مىگوييم: پس موضوع له لفظ انسان كجاست؟ آن موضوع له كه به عنوان يك وجود وسيع منتشر در افراد، وضع شده و به عنوان قدر جامع مطرح است و داراى واقعيت مىباشد. روشن است كه با توجّه به اينكه ايشان قائل به اصالة الوجود مىباشد نمىتواند بگويد: «موضوع له انسان، عبارت از ماهيت است». و اگر جواب دهد: در اينجا كه هزار فرد داريم، هزار و يك واقعيت وجود دارد، كه هزار واقعيت آن در رابطه با افراد و يك واقعيت آن به عنوان قدر جامع و منطبق بر افراد بوده كه موضوع له لفظ انسان مىباشد. ظاهر كلام ايشان بر همين معنا دلالت دارد. مىگوييم: اين همان چيزى است كه رجل همدانى به آن ملتزم شده است. محقق عراقى رحمه الله به صراحت فرمود: مسأله كلى طبيعى، مسأله أب و أولاد نيست بلكه مسأله آباء و اولاد است، يعنى به عدد هر فرزندى، پدر تحقّق دارد و اضافه بر اولاد، ديگر پدرى وجود ندارد. اگر هزار فرزند وجود دارد، همراه آنان هزار پدر وجود دارد و در كنار آنان يك پدر اضافى كه خالى از ولديت و فرديت باشد وجود ندارد. در حالى كه لازمه وجود هزار و يك واقعيت در كنار هزار فرد اين است كه آن هزار واقعيت به عنوان فرزندان و آن يك واقعيت، به عنوان پدر باشد، پدرى كه ديگر فرزند نيست. و در اين صورت، مسأله كلّى طبيعى سر از مسأله أب و أولاد درمىآورد، همان چيزى كه محقق عراقى رحمه الله از آن فرار مىكرد. سؤال: ممكن است كسى بگويد: با قطعنظر از كلام مرحوم عراقى رحمه الله، آيا مسأله اصالة الوجود- كه مبناى اصلى كلام ايشان است- مورد قبول است يا نه؟ و اگر مورد قبول است مسأله كلّى طبيعى و افراد را چگونه حل مىكنيد؟ جواب: ما از طرفى هر فرد از افراد كلّى طبيعى را تمامِ كلّى طبيعى مىدانيم نه