اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٩ - مقام دوّم آيا در اطلاق لفظ و اراده لفظ، عنوان استعمال تحقّق دارد؟
نيست. بلكه بايد صحبت كرد كه آيا چنين اطلاقى صحيح است يا نه؟ ما مىگوييم: بر صحّت اين اطلاق، دليل داريم. البته دليل ما، بيانات مرحوم آخوند نيست. دليل ما، همان حرف سابق است كه گاهى از اوقات، راهى به جز اين اطلاق نداريم. در همان مثالى كه ذكر كرديم، اگر استاد به شاگردانش بگويد: هريك از شما لفظى را بگوييد. آيا اگر شاگرد بخواهد «زيد» را به عنوان لفظ خود مطرح كند غير از جمله «زيدٌ لفظي» جواب ديگرى مىتواند داشته باشد؟ كسى نگويد: اگر شاگرد در جواب استاد «زيد» تنها را هم بگويد كفايت مىكند، زيرا اين حرف اگرچه صحيح است ولى در اين صورت، خبر «زيد» محذوف است، هرچند شاگرد در جواب خود به آن تصريح نكند و تكيه بر قرينه- يعنى سؤال استاد- بنمايد. بنابراين، چنين اطلاقى صحيح است. امّا اينكه آيا اين اطلاق داراى عنوان استعمال است يا نه؟ در مقام دوّم بحث مىشود.
مقام دوّم آيا در اطلاق لفظ و اراده لفظ، عنوان استعمال تحقّق دارد؟
ابتدا به عنوان مقدّمه، بررسى كوتاهى راجع به معناى استعمال مىكنيم: واقعيتِ استعمال، عبارت از «طلب عمل لفظ در معنا» است. متكلّم بهوسيله استعمال دنبال اين مطلب است كه لفظ، در معنا عمل كند. در موارد ديگر، كيفيت عمل كردن لفظ در معنا اين است كه وقتى متكلّم، لفظ «زيد» را مىگويد، وجود خارجى و موضوع له آن را اراده مىكند ولى در اينجا به اين صورت است كه وقتى سامع، كلمه «زيد» را از متكلّم مىشنود، صورتى از اين لفظ در ذهن سامع نقش مىبندد، چون خود لفظ «زيد» هم وجود خارجى و واقعىِ لفظ است. و وجود خارجىِ لفظ نمىتواند مستقيماً به ذهن بيايد همانطور كه وجود خارجى زيد نمىتواند بهطور مستقيم به ذهن بيايد، زيرا وجود ذهنى با وجود خارجى تباين دارد و ذهن و خارج با يكديگر