اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٥ - تكميل بحث
اشكال را مطرح كرده است- و هم براى كسانى كه در صدد جواب از اشكال برآمدهاند مورد غفلت واقع شده است و اگر كسى به اين نكته توجّه كند مسئله كاملًا قابل حلّ است و نيازى به جوابهاى ديگر نيست. توضيح: ما بايد ببينيم مرحوم آخوند كه مىفرمايد: «سرتُ من البصرة ...» جزئى و «سِرْ من البصرة ...» كلّى است آيا اين كلّيت و جزئيّت چگونه است؟ كلّيّتى را كه در كلام ايشان فرض شده بايد اينگونه توجيه كرد كه وقتى انسان از جايى حركت مىكند و به جايى ديگر مىرود، اين سير خارجى خصوصياتى دارد: اوّلًا:
در زمان معيّنى واقع شده، ثانياً: از محلّ معيّنى شروع شده و ثالثاً: با وسيله معيّنى سير را انجام داده است و رابعاً: از راه معيّنى رفته است و ... حال وقتى انسان در مقام اخبار برمىآيد، قبل از آنكه خبر بدهد، يك حركت خارجى مشخص از جهت، زمان، مكان، وسيله، مسير و ... در خارج تحقق پيدا كرده است، زيرا يك حركت نمىتواند تعدد داشته باشد از نظر زمان و مكان و جهات ديگر. ولى هنگامى كه مولا مىگويد: «سِرْ من البصرة إلى الكوفة» در اينجا مسأله كلّى است، زيرا مولا خصوصيات آن را مشخص نكرده است، چگونه برود؟ با چه وسيلهاى برود؟ از كدام راه برود و ... و امتثال اين امر مولا به هر مصداقى حاصل است. كلّيت و جزئيت در كلام مرحوم آخوند، چيزى جز آنچه گفتيم نمىتواند باشد. يعنى در مقام اخبار، حكايت از يك امر محقّق خارجى است و همه چيزش مشخص است ولى در مقام انشاء، مسأله كلّى است و زمان و مكان و خصوصيات، در آن ملاحظه نمىشود. حال كه چنين است بايد ببينيم آيا واقعيتى كه كلمه «مِنْ» از آن حكايت مىكند چيست؟ كجاى «سرتُ من البصرة إلى الكوفة» زمان و مسير و وسيله حركت را مشخص كرده است؟ واقعيتى كه در خارج از شما صادر شده با تمام خصوصياتش معيّن و مشخّص است ولى جمله «سرتُ من البصرة إلى الكوفة» فقط مبدأ سير و مقصد آن را مشخص مىكند و ساير خصوصيات از آن استفاده نمىشود. آيا مىتوان گفت:
خصوصيات مذكور در معناى «مِنْ» وجود دارد ولى «مِنْ» در جمله «سرتُ من البصرة