اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧١ - مطلب دوّم بيان محقق عراقى رحمه الله در ارتباط با وضع عام و موضوع له عام
هركدام آينه تمامنماى كلّى طبيعىاند نه اينكه حصّهاى از انسان باشند و اينگونه نيست كه بگوييم بايد تمام افراد كلّى طبيعى جمع شوند تا كلّى را نشان دهند.
درحالىكه لازمه فرمايش محقق عراقى اين است كه تا وقتى تمام افراد كلى طبيعى در خارج تحقّق پيدا نكردهاند، كلّى طبيعى نيز تحقّق نيافته است. و اين مسئله، مورد قبول ما نبوده و در منطق نيز پذيرفته نيست. بهطور مسلّم، زيد و عَمرو و بكر، هركدام تمام انسان مىباشند و قضيّه حمليّه «زيدٌ انسان» مجاز نيست و آنچه در خارج با زيد اتّحاد وجودى پيدا مىكند همان «موضوع له لفظ انسان»- و به تعبير ديگر: «همان انسان كامل»- است و در آن، مسأله حصّه مطرح نيست. ولى بنا بر فرمايش مرحوم عراقى بايد در قضيّه «زيدٌ انسان» تصرّف كرده و بگوييم: اين قضيه به معناى «زيد حصّة من الإنسان» است، زيرا به نظر ايشان بين زيد و انسان كامل، هيچگونه اتّحاد وجودى تحقّق ندارد. و معلوم است كه در صورت چنين تصرّفى، مرتكب مجاز شدهايم درحالىكه به نظر ما بين زيد و انسان كامل اتّحاد وجودى تحقّق داشته و قضيّه حمليّه «زيدٌ انسان» مجاز نيست. البته بايد توجّه داشت كه وقتى گفته مىشود: «هر فردى يك كلّى كامل است»، با قطعنظر از مفهوم كلّيت مىباشد. يعنى مراد ما ذاتِ كلّى طبيعى است نه مفهوم آن زيرا جايگاه مفهوم كلّى در ذهن است. [١] اشكال دوّم: مرحوم عراقى بر اساس مسأله اصالة الوجود، قائل شد كه واقعيت انسان- كه همان وجود انسان است- داراى اصالت مىباشد. سپس فرمود: واضع، لفظ انسان را براى حكايت از آن واقعيت وجوديه وضع كرده است. و وقتى از ايشان در رابطه با آن واقعيت وجوديه سؤال شد فرمود: واقعيت وجوديه عبارت از يك وجود وسيع و منتشر در افراد است.
[١]- تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٦- ١٩