اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥١ - ٢- دفاع ديگر از كلام مرحوم آخوند
طبيعت جاريه ملاحظه شود، با افراد رابطه دارد و به عنوان حاكى از افراد و مرآت براى آنهاست. نتيجهاى كه اين قائل از كلام خود مىگيرد اين است كه «وضع عام و موضوع له خاص» امكان عقلى دارد و اگر ما كلّى را به نحو سريان و جريان در افراد ملاحظه كنيم مىتوانيم از راه آن، افراد را هم ملاحظه كنيم. [١] بررسى دفاع دوّم: براى بررسى دفاع دوّم، ابتدا بايد معلوم گردد كه مراد از «فرد» و «افراد» چيست؟ و در تحقّق عنوان «فرد» چه ويژگىهايى بايد در نظر گرفته شود؟ در تحقّق عنوان «فرد»، مراحل زير لازم است: مرحله اوّل: طبيعتى كه اين فرد به عنوان فرد آن مطرح است، وجود پيدا كرده و در عالم طبيعت خود باقى نمانده باشد، و اگر طبيعت، وجود پيدا نكرده باشد، تحقّق فرد، معنا ندارد. مرحله دوّم: اگر بخواهيم «افراد» درست كنيم، علاوه بر مرحله قبل، بايد وجود طبيعت، داراى تكثّر و تعدّد باشد، زيرا تحقّق «افراد»، با يك وجود نمىتواند حاصل شود. مرحله سوّم: علاوه بر تعدّد و تكثر وجود، بايد هريك از افراد داراى خصوصياتى فرديّه باشند كه اين خصوصيات موجب مىشود آن فرد از فرد ديگر جدا شود.
[١]- فرق اين جواب با آنچه آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» فرمود اين است كه جواب آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» مبتنى بر اين بود كه بين كلّيات متأصّله و كلّياتى كه از افراد انتزاع شدهاند فرق وجود دارد. ولى اين جواب مبتنى بر اين است كه بين كلّىها فرقى نيست بلكه همه كلّىها را با دو ديد و نظر مىتوانيم لحاظ كنيم كه بنا بر يكى از آن دو ديد، كلّى، حاكى از افراد است و بنا بر ديگرى حاكى نيست.