اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٦ - ٣- نظريه محقّق اصفهانى رحمه الله
به جاى استفاده از كلمه «واقع» عنوان «نفس الأمر» را به كار برده و مىفرمايد:
«جملههاى انشائيه، معانى خود را در «نفس الأمر» ايجاد مىكنند»، بدان جهت است كه «نفس الأمر» ظرف ايجاد و وجود است يعنى معانى اين صيغ، در واقع تحقّق پيدا نمىكند. اينگونه نيست كه در واقع يك تحوّل تكوينى خارجى يا ذهنى بهوجود آيد. و همان گونه كه اشاره كرديم، نفس الأمر داراى معناى وسيعى است كه هم عالم واقع را شامل مىشود و هم عالم اعتبار را. بنابراين، توجيهى كه محقّق اصفهانى رحمه الله در رابطه با «نفس الأمر» فرمود، توجيه صحيحى نخواهد بود. محقّق اصفهانى رحمه الله فرمود: علقه وضعيه سبب بهوجود آمدن ارتباط بين لفظ و معنا شده است و اين ارتباط به حدّى شديد است كه گويا در مرحله ماهيتِ لفظ نيز چنين ارتباطى بين لفظ و معنا وجود دارد. يعنى در تمام مراحل بين لفظ و معنا اتّحاد وجود دارد. درحالىكه خود محقّق اصفهانى رحمه الله اعتراف دارد كه وقتى گفته مىشود: «وجود لفظْ وجود معناست»، آنچه بالذات وجود دارد لفظ است و وجود براى معنا تبعى و بالعرض است زيرا وجود استقلالى معنا يا بايد در عالم خارج باشد يا در عالم ذهن. و وجود معنا به واسطه لفظ، وجود تبعى و عرضى و در مقابل وجود خارجى و ذهنى است. و اين وجود، ربطى به عالم ماهيت ندارد و برفرض كه به عالم ماهيت ارتباط پيدا كند نمىتوان آن را تفسير براى «نفس الأمر» قرار داد. «نفس الأمر» براى اين است كه ظرفِ وجود را تعميم دهد كه هم شامل واقع شود و هم شامل اعتبار.
و اگر چنين هدفى در كار نبود انگيزه ديگرى براى ذكر «نفس الأمر» وجود نداشت بلكه مرحوم آخوند مىفرمود: «جمل انشائيه، معانى خود را در واقع ايجاد مىكنند» و شما هم مىتوانستيد وجود لفظىِ معنا را به عنوان وجودى تبعى و عرضى براى معنا در ظرف واقع مطرح كنيد. در نتيجه كلام مرحوم آخوند قابل تصوّر است و با تحقيقات فلاسفه منافاتى ندارد. اشكال دوّم: گذشته از آنچه محقّق اصفهانى رحمه الله در مورد كلام مرحوم آخوند فرمود، اصل كلام محقّق اصفهانى رحمه الله نيز قابل قبول نيست.