اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٥ - ٣- نظريه محقّق اصفهانى رحمه الله
ملكيتى كه به سبب حيازت يا ارث حاصل شده، وجودى را قائليد يا آن را فرضى مىدانيد؟ بدون ترديد، نمىتوان وجود ملكيت را انكار كرد، درحالىكه وجود چنين ملكيتى داخل در اقسام چهارگانه وجود نيست. بههمينجهت، مرحوم محقّق اصفهانى ناچار است در مقام جمع بين اين دو مسئله- انحصار وجود در چهار قسم و وجود ملكيت در مورد حيازت و ارث- بگويد:
تقسيم وجود به اقسام چهارگانه، مربوط به حقايق و ماهيات است ولى امور اعتبارى، در مقسم آن اقسام چهارگانه وارد نيست. و اگر ايشان چنين توجيهى را نپذيرد، راهى جز اين ندارد كه چنين ملكيتى را به عنوان وجود پنجم بپذيرد. حال همين مطلب را در مورد «وجود انشائى»- كه مرحوم آخوند فرمود- مطرح كرده مىگوييم: «مرحوم آخوند» نمىخواهد «وجود انشائى» را داخل در اقسام «وجود حقيقى» بداند بلكه ايشان «وجود انشائى» را به عنوان امرى اعتبارى مطرح مىكند. پس به مرحوم اصفهانى مىگوييم: شما اگر قائليد كه در مورد حيازت و ارث، چيزى به عنوان «وجود ملكيت» مطرح است به هر صورتى كه در اينجا «وجود ملكيت» را حلّ مىكنيد، «وجود انشائى» در كلام مرحوم آخوند نيز به همان صورت حلّ مىشود. بنابراين مراد مرحوم آخوند از «وجود انشائى» همان «انشاء ملكيت» است. حال اگر «وجود انشائى» را در رابطه با «مفهوم طلب» توسعه دهيم، وجود انشائى در عرض «وجود خارجى» و «وجود ذهنى» طلب نخواهد بود بلكه وجود انشائى مربوط به عالم اعتبار و آن دو وجود مربوط به واقعيت است. امّا توجيهى كه محقّق اصفهانى رحمه الله در رابطه با كلمه «نفس الأمر» بيان كرد توجيه صحيحى نيست. زيرا مقصود مرحوم آخوند از كلمه «نفس الأمر» معناى اعمى است كه هم شامل واقعيات مىشود و هم عالم اعتبار را در بر مىگيرد، و اين كه مرحوم آخوند