اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٢ - ٢- دفاع ديگر از كلام مرحوم آخوند
بنابراين، افراد يك طبيعت بايد سه مرحله دارا باشند: ١- وجود طبيعت، ٢- تكثر وجود طبيعت، ٣- خصوصيات فرديّه. پس از روشن شدن مقدّمه فوق، در جواب دفاع دوّمى كه نسبت به كلام مرحوم آخوند ذكر شده است مىگوييم: شما كه مىگوييد: «طبيعت، گاهى به عنوان سارى در افراد ملاحظه مىشود» آيا از محدوده طبيعت و ماهيت، خارج مىشويد يعنى علاوه بر طبيعت، چيز ديگرى را ملاحظه مىكنيد يا از محدوده آن بيرون نمىرويد؟ اگر از محدوده طبيعت خارج شويد، اين از محلّ بحث ما خارج است و اگر در محدوده طبيعت باقى بمانيد، در اين صورت سؤال مىكنيم: با توجّه به اينكه اوّلين مرحله تحقّق فرديّت، عبارت از «وجود» است، شما كه از محدوده طبيعت خارج نشدهايد «وجود» را از كجاى اين «طبيعت» استفاده مىكنيد؟ وقتى ماهيت انسان- يعنى حيوان ناطق- تمام ملحوظ شما باشد و چيزى غير از حيوان ناطق را لحاظ نكردهايد، چگونه مىتوانيد از اين «ماهيت» وجود را برداشت كنيد؟ توضيح اينكه: در فلسفه ثابت شده است كه «نسبت ماهيت به وجود و عدم، بهطور مساوى است»، ماهيت «حيوان ناطق» نه با وجود دوستى دارد و نه با عدم دشمنى دارد بلكه نسبت آن به وجود و عدم بهطور مساوى است، بههمينجهت، ممكن الوجود- براى تحقّق وجودش- نياز به علّت دارد درحالىكه اگر ارتباط ماهيت با وجود، بيش از ارتباط آن با عدم بود، وجودِ ماهيتِ ممكنْ نياز به علت نداشت. بنابراين، اوّلين قدم در باب تحقّق فرديت، عبارت از وجود است. و وجود، خارج از دايره ماهيت است و با تصوّر ماهيت، وجود به ذهن ما نمىآيد. در اين صورت چگونه مىتوانيد از دريچه ماهيت، به افراد نگاه كنيد؟ در حالى كه اولين قدم آن- كه مسأله وجود است- ناقص است. و وقتى اولين قدم ناقص بود چگونه مىتوان مراحل بعدى- يعنى تعدد افراد و خصوصيات فرديه- را در ماهيت ملاحظه كرد؟ امّا مؤيّدى كه در رابطه با مطلق ذكر كرديم جوابش اين است كه معناى مطلق،