اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٩ - آيا دو ركن ثبوت حقيقت شرعيّه، تحقّق دارند؟
وضع كرده است و در حقيقت، در اسلام يك نَقلى صورت گرفته است. لفظ صلاة كه در لغت براى معناى دعا وضع شده، در اسلام از آن معنا بازداشته شده و در معناى جديد استعمال شده است.
آيا دو ركن ثبوت حقيقت شرعيّه، تحقّق دارند؟
براى پى بردن به اينكه آيا اين دو ركن تحقّق دارند يا نه؟ بايد نكاتى را مورد بررسى قرار دهيم: نكته اوّل: ما وقتى تاريخ زندگى حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله را بررسى مىكنيم مىبينيم همه خصوصيات مربوط به آن حضرت، در تاريخ ثبت و ضبط شده است حتّى به جهت اهميت پيامبر صلى الله عليه و آله گاهى بعضى از خصوصيات زندگى آن حضرت كه هيچ ارتباطى به تشريع احكام نداشته و به عنوان فضيلت هم مطرح نيست، در تاريخ ذكر شده است چه رسد به حوادث و وقايعى كه در رابطه با تشريع احكام بوده است. اينگونه حوادث، بهطور كلّى در تاريخ ثبت و ضبط شده است ولى در تمام اينها حتّى به يك مورد برخورد نمىكنيم كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را جمع كرده باشد و مثلًا لفظ صلاة يا صوم و ... را از معناى لغوى آن به معناى جديد نقل داده باشد. درحالىكه اگر چنين مسألهاى وجود داشت، بهطور قطع بايد در تاريخ ثبت مىشد. زيرا اوّلًا: اين نقل، بهعنوان تصرّفى در لغت عرب بود و ثانياً: اين نقل، ارتباط مستقيمى با تعيين وظايف مسلمانان داشت، چيزى كه تا روز قيامت، مورد ابتلاى آنان است. آيا امكان دارد چنين مسأله مهمّى در زمان حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله اتّفاق افتاده ولى تاريخ آن را ثبت نكرده باشد؟ از اين گذشته، در رواياتى كه از ائمّه معصومين عليهم السلام وارد شده است، روايات متعدّدى را ملاحظه مىكنيم كه ائمّه عليهم السلام در آن روايات، مسائلى را از پيامبر صلى الله عليه و آله- با واسطه يا بدون واسطه- نقل كردهاند ولى در هيچيك از اين روايات سخنى در رابطه با وضع الفاظ براى معانى جديد- توسط پيامبر صلى الله عليه و آله- مطرح نشده است. آيا اين مسئله، آنقدر اهمّيت نداشت كه لااقل يكى از ائمّه عليهم السلام به آن اشارهاى داشته باشند؟