اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٣ - كلام محقّق حائرى رحمه الله
مرحوم آيتاللَّه حائرى، فرموده است: در جايى كه تاريخ استعمال، معلوم باشد، مثلًا بعد از يك ماه از تحقّق وضع، استعمالى تحقّق پيدا كرده و ما اجمالًا مىدانيم نقلى هم در كار بوده است ولى نمىدانيم آيا اين نقل، قبل از استعمال بوده يا بعد از آن؟ در اين صورت، استعمال را بر معناى اوّل، حمل مىكنيم و درحقيقت، اصالة عدم النقل را در رابطه با اين استعمال پياده مىكنيم و مىگوييم: در حال اين استعمال، نقلى تحقّق نداشته است. ايشان در تعليل كلام خود مىفرمايد: وضع اوّل، براى ما به عنوان يك حجّت مطرح است. وقتى به استعمال، برخورد مىكنيم مىبينيم نمىتوان گفت: در حال اين استعمال، حجّت ديگرى- به نام وضع دوّم كه عبارت از همان نقل است- وجود داشته است بلكه در وجود حجّت ديگر- در حال استعمال- شك داريم. و به مجرّد شك، نمىتوان از حجّت اوّل- كه قطعى است- رفع يد كرد. بههمينجهت، اصالة عدم النقل را جارى كرده و اين استعمال را بر معناى اوّل حمل مىكنيم. [١] جواب كلام مرحوم حائرى: ١- جواب نقضى: بنا بر آنچه محقّق حائرى رحمه الله فرمود نبايد بين جايى كه تاريخ استعمال، معلوم است با جائى كه تاريخ آن مجهول است، تفاوتى باشد زيرا در مورد مجهول بودن تاريخ استعمال نيز شك داريم كه آيا در حال استعمال، حجّت ديگرى وجود داشته يا نه؟ جمله «لا يرفع اليد عن الحجّة بغير الحجّة» در اينجا نيز جريان دارد. ٢- جواب حلّى: وضع- بما هو وضع- حجّت نيست بلكه آنچه حجّت است ظهور مىباشد و با علم به وضع ثانى و شك در تقدّم و تأخّر، ظهورى براى كلام منعقد
[١]- درر الفوائد، ج ١، ص ٤٦ و ٤٧