اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٩ - ١- كلام آيت اللَّه خويى «دام ظلّه»
انسان برآن منطبق مىشود. حال كه چنين است ما دو اشكال به ايشان داريم: اشكال اوّل: بدون شك عنوان «الإنسان الموجود» از عناوين متأصّله جوهرى است و به اعتراف آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» اينگونه عناوين نمىتواند حاكى از افراد باشد و با توجّه به اينكه بين عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» و عنوان «الإنسان الموجود» تفاوتى وجود ندارد، عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» نيز نمىتواند حاكى از افراد و مصاديق باشد. اين اشكال به عنوان جواب نقضى بر كلام ايشان است. اشكال دوّم: عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» نمىتواند ناظر به خصوصيات فرديّه باشد، زيرا «ما ينطبق عليه الإنسان» ميلياردها نفر است كه از نظر تعداد، معلوم نيست و خصوصيات اين افراد هم براى ما معلوم نيست. اگر اين عنوان ناظر به خصوصيات بود و مرآت براى افراد قرار مىگرفت، حق اين بود كه در مرحله اوّل ناظر به تعداد آنها باشد درحالىكه ما ملاحظه مىكنيم اين عنوان حتى ناظر به تعداد افراد نيست چه رسد به خصوصيات افراد. معناى مرآت اين است كه از داخل اين كلّى، خصوصيات را ببينيم زيرا قوام افراد به خصوصيات فرديّه است و ما از عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» پى به خصوصيات نمىبريم. عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» عبارت از وجودى است كه به انسان اضافه شده است و همانطور كه «الإنسان الموجود» حكايتى در رابطه با افراد و خصوصيات ندارد، عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» نيز حكايتى در رابطه با افراد و خصوصيات ندارد. همچنين عناوين «فرد» و «مصداق» و «شخص» نيز نمىتواند حاكى از افراد باشد. اين اشكال به عنوان جواب حلّى كلام آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» است. اشكال سوّم: آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» در قسمتى از كلام خود مطلبى از منطق را به عنوان تأييد ادعاى خود مطرح كرده و فرمود: اگر كلى ناظر به مصاديق نباشد، پس در قضاياى حقيقيه و خارجيه از چه راهى مىتوان مصاديق را موضوع قضيّه قرار داد؟