اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٨ - ١- كلام آيت اللَّه خويى «دام ظلّه»
مورد قضاياى حقيقيّه و خارجيّه نيز ناچاريم آن را بپذيريم. [١] اشكالات كلام آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» ايشان در مورد كلّيات متأصّله- مثل جواهر و اعراض- و بعضى از امور اعتبارى- مثل وجوب و امكان و امتناع- عدم وجود مرآتيت را پذيرفت ولى در مورد عناوين انتزاعيهاى كه منشأ انتزاع آنها مصاديق و افراد باشد اين مطلب را نپذيرفته و قائل به مرآتيت شدند. براى اين قسم، چهار مثال ذكر كردند: «فرد»، «شخص»، «مصداق» و عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» و ما همين عنوان اخير را- كه به نظر ايشان روشنتر از موارد ديگر است- مورد بحث قرار مىدهيم: ابتدا ما بايد ببينيم معناى حكايت كلّى از افراد چيست؟ و در فرديت فرد، چه چيزى نقش دارد؟ اگر چيزى بخواهد عنوان فرد پيدا كند، تمام خصوصيات فردى در فرديت آن نقش دارد، مثلًا در فرديت يك فرد براى انسان، خصوصياتى چون زمان، مكان، پدر، مادر و ... نقش دارد. آنچه زيديتِ زيد را تشكيل مىدهد عبارت از مجموعه خصوصياتى است كه در زيد وجود دارد. و اگر بعضى از اين خصوصيات كنار برود، عنوان فرديّت نيز كنار مىرود. حال كه معناى فرديت اين است، آيا عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» از كدام خصوصيت حكايت مىكند؟ تفاوت عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» با عنوان «الإنسان» اين است كه «الإنسان» به معناى «حيوان ناطق» است و در آن، «وجود» نخوابيده است ولى عنوان «ما ينطبق عليه الإنسان» به معناى «حيوان ناطق موجود» است، زيرا انطباق، از وجود و تحقّق در خارج است. «ما ينطبق عليه الإنسان» يعنى وجود خارجى كه ماهيت
[١]- محاضرات في أُصول الفقه، ج ١، ص ٥٠- ٥١