اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٢ - راه دوّم براى شناخت معناى حقيقى عدم صحّت سلب (يا صحّت حمل)
به معناى حقيقى صعيد، متوقّف بر قضيّه حمليّه و قضيّه حمليّه هم متوقّف بر علم به معناى صعيد است و اين دور است. جواب اشكال: مرحوم آخوند مىفرمايد: همان دو جوابى كه در مورد اشكال دور در مسأله تبادر مطرح كرديم در اينجا نيز مطرح مىكنيم: يكى اينكه مسئله را در رابطه با علم تفصيلى و علم اجمالى مطرح مىكنيم و ديگر اينكه اين علامت را در مورد دو شخص مطرح كنيم. يكى قضيّه حمليّه را تشكيل دهد و ديگرى تأييد كند.
مثلًا از عربى بپرسد «هل التراب الخالص صعيدٌ؟» او هم بگويد: نعم. در اينجا علم آن شخص عرب، سبب مىشود كه سؤالكننده- از راه قضيّه حمليّه- به معناى حقيقى صعيد علم پيدا كند. اين دو جواب را ما در بحث تبادر قبول كرديم ولى در اينجا يك اشكال قوى وجود دارد كه در مسأله تبادر مطرح نبود. و ظاهراً مرحوم آخوند به اين اشكال توجّه داشته است بههمينجهت در تقرير «عدم صحّت سلب» تعبيرى آورده است تا از اين اشكال فرار كنند ولى تعبير ايشان نمىتواند اشكال را برطرف كند. اينك به بحث و بررسى اشكال مزبور مىپردازيم: اشكال: مسأله اجمال و تفصيل، در تبادر مىتواند اشكال دور را برطرف كند ولى در «عدم صحّت سلب» [١] نمىتواند به عنوان جوابى از مسئله دور باشد، زيرا شما كه مىگوييد: «صحّت حمل در حمل اوّلى ذاتى علامت اين است كه آن معناى مشكوك، عين معناى حقيقى است». از شما سؤال مىكنيم: موضوع و محمول شما در اين قضيّه چيست؟ مثلًا اگر شك داريد كه آيا «صعيد» به معناى «مطلق وجه الأرض» است و مىخواهيد از راه قضيّه حمليّه، اين معنا را كشف كنيد، چگونه قضيّه حمليّه تشكيل مىدهيد؟ از كلام مرحوم آخوند استفاده مىشود كه معناى مشكوكى كه احتمال مىدهيد
[١]- «عدم صحّت سلب» تعبير ديگرى از «صحّت حمل» است.