اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٦ - نظريه پنجم (نظريه محقق اصفهانى رحمه الله)
توجّه داشت كه واقعيت قسم چهارم (واقعيت نسب و روابط) پائينترين مراتب وجود است يعنى مقام آن از مقام عرض هم پائينتر است و حتى مفهوم و ماهيت هم ندارد.
ولى آيا چگونه مىتوان عدم ماهيت را در اينجا مطرح كرد؟ محقق اصفهانى رحمه الله مىفرمايد: ماهيت عبارت از چيزى است كه هم بتواند در ذهن موجود شود و هم در خارج، مثل انسان. ولى آيا مفهوم «ارتباط» مىتواند چنين خصوصيتى داشته باشد؟ ما وقتى مفهوم «ارتباط» را بررسى مىكنيم مىبينيم «ارتباط» مفهومى مستقل است و مىتواند در ذهن موجود شود ولى اين مفهوم در خارج مصداقى ندارد زيرا آنچه ما در خارج به عنوان «ارتباط» ملاحظه مىكنيم مفهومى وابسته و غير مستقل است.
نسبت و ارتباط در خارج فانى در طرفين و فاقد استقلال است. پس چگونه ممكن است چيزى كه از جهت مفهوم استقلال دارد هيچيك از مصاديقش استقلال نداشته باشند؟
از اينجا پى مىبريم كه مصاديق مفهوم «ارتباط» مانند مصاديق مفهوم «انسان» نيست و اين وجوداتِ خارجى، ماهيتشان «ارتباط» نيست زيرا ماهيتِ «ارتباط»، مفهومى مستقل است ولى وجودات خارجى «ارتباط»، وابسته و غير مستقل مىباشند. واقعيت مسئله اين است كه رابطه بين مفهوم «ارتباط» و مصاديق آن، رابطه بين كلّى و فرد يا ماهيت و مصاديق نيست. بلكه رابطه بين اين دو، رابطه عنوان و معنون است. و وجودات خارجى ارتباط، داراى عنوان ارتباط مىباشند نه اينكه ماهيت آنها، ارتباط باشد. اصلًا اينها فاقد ماهيت هستند، زيرا ماهيت، هم بايد در ذهن بيايد و هم در خارج و در مورد «روابط»، آنچه در ذهن مىآيد غير از چيزى است كه در خارج محقق مىشود بلكه اينها، يك واقعيات و وجودات خارجى هستند كه وقتى مىخواهند به اين وجودات خارجى، عنوان جامعى بدهند مىگويند: «اينها روابط، نسب و اضافات هستند». و اين بدان معنا نيست كه اين عناوين مذكور، ماهيات اين واقعيتهاى خارجى مىباشند بلكه اينها عنوان براى معنونها مىباشند. و بين عنوان و معنون ممكن است اختلاف وجود داشته باشد. مثلًا ممكن است عنوانْ، ماهيتِ