اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٤ - تكميل بحث
اينكه يك معناى كلّى است، بگوييم: «مِنْ» در اينجا در معانى متعدّده استعمال شده است. البته در اينجا تعدّد معنا به تعدد افراد عام نيست بلكه در اينجا چون در يك طرفِ «مِنْ»، سير و در طرف ديگر آن، بصره قرار دارد مىگوييم: لفظ «من» در معناى متعدد استعمال شده ولى تعدّد به مقدارى است كه در اينجا تصوير مىشود، مثلًا مىگوييم: لفظ «مِنْ» در پنجاه معنا استعمال شده است. و اگر گفته شود: «اين از باب استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناى واحد است و استحاله دارد». جواب مىدهيم: به نظر ما استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناى واحد استحاله ندارد و برفرض كه استحاله را بپذيريم، در جائى مىپذيريم كه مشترك داراى معناى استقلالى باشد مثلًا با توجّه به اينكه «عين» اسم است، هريك از معانى آن استقلال دارد. ولى در اينجا كه در مورد معناى «مِنْ» تبعيت مطرح است مانعى ندارد كه بيش از يك معنا اراده شده باشد و هيچ استحالهاى در كار نيست. خلاصه اينكه مانعى ندارد در مثل «سِرْ من البصرة ...» ما يك كلّيت در محدوده سير و بصره قائل شويم و بگوييم لفظ «مِنْ» در محدوده آن كلّى در افرادش استعمال شده است و فرقى كه بين «سِرْ من البصرة» و «سِرْتُ من البصرة ...» وجود دارد اين است كه در «سرتُ من البصرة ...»، «مِنْ» تنها در يك معنا استعمال شده و در «سِرْ من البصرة ...» در معانى متعدد استعمال شده است و كسى كه قائل به جواز استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد مىشود برايش بين اين دو استعمال تفاوتى وجود ندارد. [١] اين بود خلاصه جواب امام خمينى «دام ظلّه» در رابطه با اشكال مرحوم آخوند، هرچند مقرّر، مسئله را خوب بيان نكرده است. [٢] راه سوّم: در اينجا نكتهاى مطرح است كه هم براى مرحوم آخوند- كه اصل
[١]- يادآورى: در مورد «وضع عام و موضوع له خاص» ما- بر خلاف مشهور- قائل به استحاله شديم و گفتيم از دريچه عام نمىتوان خصوصيات را ملاحظه كرد زيرا بين عام و خصوصيات، تباين وجود دارد ولى مشهور معتقدند مىتوان معناى كلّى را در نظر گرفت و لفظ را براى تمام افراد با خصوصيات مربوط به آنها وضع كرد.
[٢]- تهذيب الاصول، ج ١، ص ٣١ و ٣٢