اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٨ - نظريه پنجم (نظريه محقق اصفهانى رحمه الله)
محقق اصفهانى رحمه الله مىفرمايد: در اينجا نيز «شريك البارى» عنوان براى «شريك البارى» هاى مفروض الوجود است كه امتناع دارند و اين عنوان موضوع براى قضيّه حمليّه قرار گرفته و «ثبوت شيء لشيء» تحقق پيدا كرده است. سپس مىفرمايد: همين مطلب را در باب حروف نيز پياده كرده مىگوييم: واضع كلمه «مِنْ» را براى «ابتدا» هاى خارجى- كه واقعيت آنها غير قابل انكار است- وضع كرده است. [١] اشكالات آيتاللَّه خويى «دام ظلّه» به كلام محقق اصفهانى رحمه الله: اشكال اوّل: آنچه ما در فلسفه مشاهده مىكنيم، فلاسفه وجود را به سه قسم تقسيم كردهاند: واجبالوجود، وجود جوهر و وجود عرض. اگرچه بعضى از فلاسفه خواستهاند قسم چهارم را نيز اثبات كنند ولى وجود قسم چهارم مورد قبول ما نيست. امّا دليلى كه محقق اصفهانى رحمه الله براى اثبات مدعاى خود در مورد وجود قسم چهارم ارائه كرد [٢] از نظر ما مخدوش است، زيرا ما نيز وجود مغايرت بين قضيّه مشكوكه «الجسم له البياض» با دو قضيّه متيقّنه «الجسم موجود» و «البياض موجود» را قبول داريم ولى چه كسى گفته است: اين مغايرت حتماً بايد در خارج باشد؟ ما اين مطلب را قبول نداريم بلكه مغايرت ذهنى را نيز كافى مىدانيم و براى آن نظايرى سراغ داريم. مثلًا شما يقين داريد انسانى در خانه وجود دارد ولى نمىدانيد اين انسان زيد است يا بكر؟ ما در اينجا دو قضيّه داريم: يكى قضيّه «الإنسان موجود في الدار» كه
[١]- نهاية الدراية، ج ١، ص ٢٦- ٣١
[٢]- يادآورى: دليل اوّل محقق اصفهانى رحمه الله اين بود كه اگر مىدانيم رنگى براى رنگآميزى ساختمان آورده شده ولى شك كنيم كه آيا ساختمان رنگآميزى شده يا نه؟ در اينجا دو قضيّه متيقّنه و يك قضيّه مشكوكه داريم. قضيّه «الجسم موجود» و «البياض موجود» براى ما يقينى است ولى قضيّه «الجسم له البياض» براى ما مشكوك است و نمىشود اين قضيّه مشكوكه با آن دو قضيّه متيقّنه اتّحاد داشته باشد بلكه حتماً بايد مغايرت در كار باشد.