چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - اين هم نشانهاى ديگر
اين هم نشانهاى ديگر
آيات ٥٦ و ٥٧ سوره توبه:
وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَمَا هُمْ مِّنْكُمْ وَلَكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ
و آنها به خدا سوگند ياد مى كنند كه از شما هستند در حالى كه از شما نيستند، ولى آنها گروهى هستند كه مى ترسند (و از ترس فاش شدن اسرارشان دروغ مى گويند).
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَّوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ
اگر پناهگاه يا غارها يا راهى در زيرزمين بيابند، با سرعت و شتاب به سوى آن فرار مى كنند.
در آيات فوق يكى ديگر از حالات منافقان به روشنى ترسيم شده است؛ مى گويد:
«آنها به خدا سوگند ياد مى كنند كه از شما هستند(وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ)».
«در حالى كه نه از شما هستند و نه در هدفى با شما موافقند، بلكه آنها گروهى ترسو هستند كه از شدّت ترس و اينكه مبادا رسوا شوند، اظهار ايمان مى كنند در حالى كه در باطن كافرند(وَمَا هُمْ مِّنْكُمْ وَلَكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ)».
«يفرقون» از مادّه «فرق» بر وزن «شفق» به معناى شدّت خوف و ترس است؛ «راغب» در كتاب «مفردات» مى گويد اين مادّه در اصل به معناى تفرّق و جدايى و پراكندگى است، گويى آنچنان مى ترسند كه مى خواهد قلبشان از هم متفرّق و متلاشى گردد.
در واقع چون تكيه گاهى در باطن ندارند، همواره گرفتار ترس و وحشتى عظيم هستند و به خاطر همين ترس و وحشت هيچ گاه آنچه در باطن دارند، اظهار نمى كنند؛ و چون از خدا نمى ترسند از همه چيز مى ترسند و دائماً در حال وحشت به سر