چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠ - داستان پراهمّيّت مسجد ضرار
ولى در بعضى از كتب ديگر مى خوانيم كه او با هرقل تماس گرفت و به وعدههاى او دلگرم شد.
به هرحال، او پيش از آنكه بميرد، نامهاى براى منافقان مدينه نوشت و به آنها نويد داد كه با لشكرى از روم به كمكشان خواهد آمد، مخصوصاً توصيه و تأكيد كرد كه مركزى براى او در مدينه بسازند تا كانون فعّاليّتهاى آينده او باشد.
ولى از آنجا كه ساختن چنين مركزى در مدينه به نام دشمنان اسلام عملًا امكانپذير نبود، منافقان بهتر اين ديدند كه در زير نقاب مسجد، و به عنوان كمك به بيماران و معذوران، اين برنامه را عملى سازند.
سرانجام مسجد ساخته شد و حتّى مى گويند جوانى آشنا به قرآن را از ميان مسلمانان به نام «مجمع بن حارثه» (يا مجمع بن جاريه) به امامت مسجد برگزيدند.
ولى وحى الهى پرده از روى كار آنها برداشت؛ و شايد اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از رفتن به تبوك دستور نداد شدّت عمل در مقابل آنها به خرج دهند، براى اين بوده كه هم وضع كار آنها روشنتر شود، و هم در سفر تبوك ناراحتى فكرى ديگرى از اين ناحيه بوجود نيايد.
هرچه بود، پيامبر صلى الله عليه و آله نه تنها در آن مسجد نماز نگزارد، بلكه همانگونه كه گفتيم بعضى از مسلمانان (مالك بن دخشم، و معنى بن عدى، و عامر بن سكر يا عاصم بن عدى) را مأموريّت داد كه مسجد را بسوزانند و ويران كنند؛ آنها چنين كردند؛ نخست به وسيله آتش، سقف مسجد را سوزاندند و بعد ديوارها را ويران ساختند و سرانجام محلّ آن را مركزى براى ريختن زبالهها قرار دادند. [١]
[١]. تفسير مجمع البيان؛ تفسير ابوالفتوح رازى؛ تفسير المنار؛ تفسير الميزان؛ تفسير نورالثّقلين و كتب ديگر.