چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - تكرار تاريخ و درسهاى عبرت
آنها ممكن است استفادههاى «موقّت» و «محدودى» از اعمال نفاقآميز خود ببرند، ولى اگر درست بنگريم، مى بينيم نه در زندگى اين دنيا از اين رهگذر طرفى مى بندند، و نه در جهان ديگر بهرهاى دارند؛ همانگونه كه تاريخ اقوام پيشين اين واقعيّت را روشن مى سازد كه چگونه نكبتهاى نفاق دامانشان را گرفت و آنها را به زوال و نابودى كشاند، و عاقبت شوم و شرّشان روشنگر سرنوشت آنها در جهان ديگر است.
هنگامى كه مى بينيم آنها با آن همه امكانات، و اموال و فرزندان، به جايى نرسيدند؛ و مالشان به خاطر بىريشه بودن، تحت تأثير عامل نفاق همگى حبط و نابود شد، شما كه در سطحى پايينتر از آنها از نظر قدرت و توانايى قرار داريد به طريق اولى به چنان سرنوشت شومى گرفتار خواهيد شد.
بعد روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، به عنوان استفهام انكارى چنين مى گويد: «آيا اين گروه منافق، از سرنوشت امّتهاى پيشين، قوم نوح، و ثمود، و قوم ابراهيم، و اصحاب مدين (قوم شعيب) و شهرهاى ويران شده قوم لوط باخبر نشدند(أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وَأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ[١])!»
اين اقوام كه روزگارى بخشهاى مهمّى از جهان را در اختيار داشتند، هر كدام بر اثر تبهكارى و طغيان و سركشى، و فرار از حقّ و عدالت، و پرداختن به انواع ظلم و بيدادگرى و فساد، به نوعى گرفتار كيفر الهى گشتند.
قوم نوح با امواج كوبنده طوفان و غرقاب؛ و قوم عاد (قوم هود) به وسيله بادهاى تند و وحشتزا؛ و قوم ثمود (قوم صالح) با زلزلههاى ويرانگر؛ و قوم ابراهيم با سلب انواع نعمتها؛ و اصحاب مدين (قوم شعيب) به وسيله ابر آتشبار؛ و قوم لوط با زير و
[١]. «مٌؤْتَفِكَاتْ» از ماده«إِئْتِكَافْ» به معناى انقلاب و زير و رو شدن است، و اشاره به شهرهاى قوم لوط است كه به وسيله زلزله شديد زير و رو گرديد.