چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - در آيه ٧٥ تا ٧٨ سوره توبه
امروز هم «ثعلبه» ها كم نيستند!
اين آيات، در حقيقت روى يكى ديگر از صفات زشت منافقان انگشت مى گذارد و آن اينكه: به هنگام ضعف و ناتوانى و فقر و پريشانى، چنان دم از ايمان مى زنند كه هيچ كس باور نمى كند آنها روزى در صف منافقان قرار گيرند، و حتّى شايد آنهايى را كه داراى امكانات وسيع هستند، مذمّت مى كنند كه چرا از امكاناتشان به نفع مردم محروم استفاده نمى كنند!
امّا همين كه خودشان به نوايى برسند چنان دست و پاى خود را گم كرده و غرق دنيا پرستى مى شوند كه همه عهد و پيمانهاى خويش را با خدا به دست فراموشى مى سپارند؛ گويا بكلّى تغيير شخصيّت داده، و درك و ديد ديگرى پيدا مى كنند؛ و همين كم ظرفيّتى كه نتيجهاش دنيا پرستى و بخل و امساك و خودخواهى است، روح نفاق را چنان در آنان متمركز مى سازد كه راه بازگشت را به روى آنان مى بندد!
در آيه نخست مى گويد: «بعضى از منافقان كسانى هستند كه با خدا پيمان بستهاند كه اگر از فضل و كرم خود به ما مرحمت كند، قطعاً به نيازمندان كمك مى كنيم و از نيكوكاران خواهيم بود(وَمِنْهُمْ مَّنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ)».
ولى اين سخن را تنها زمانى مى گفتند كه دستشان از همه چيز تهى بود«و به هنگامى كه خداوند از فضل و رحمتش سرمايههايى به آنان داد، بخل ورزيدند، سرپيچى كردند و رويگردان شدند(فَلَمَّا آتَاهُمْ مِّنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوا وَهُمْ مُعْرِضُونَ)».
اين عمل و اين پيمان شكنى و بخل نتيجهاش اين شد كه«روح نفاق به طور مستمر و پايدار در دل آنها ريشه كند و تا روز قيامت و هنگامى كه خدا را ملاقات مى كنند، ادامه يابد(فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقاً فِى قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ)».
«اين به خاطر آن است كه از عهدى كه با خدا بستند، تخلّف كردند و به خاطر آن است كه مرتّباً دروغ مى گفتند(بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ)».