چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - آيات
ترسيم گويايى از حال منافقان ضمن دو مثال زيبا:
قرآن مجيد، براى مجسّم ساختن وضع منافقان دو تشبيه گويا در آيات فوق بيان مى كند: در مثال اوّل مى گويد:
آنها مانند كسى هستند كه آتشى (در شب ظلمانى افروخته تا در پرتو نور آن راه را از بيراهه بشناسد و به منزل مقصود برسد(مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِى اسْتَوْقَدَ نَاراً).
ولى همين كه اين شعله آتش اطراف آنها را روشن ساخت، خداوند آن را خاموش مى سازد، و در ظلمات رهايشان مى كند، به گونهاى كه چيزى را نبينند(فَلَمَّآ أَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِى ظُلُمَاتٍ لَّايُبْصِرُونَ).
آنها فكر مى كردند با اين آتش مختصر و نور آن مى توانند با ظلمتها به پيكار برخيزند، امّا ناگهان بادى سخت برمى خيزد و يا باران درشتى فرو مى ريزد، و يا بر اثر پايان گرفتن مواد آتشافروز، آتش به سردى و خاموشى مى گرايد و بار ديگر در تاريكى وحشتزا سرگردان مى شوند.
سپس اضافه مى كند:
آنها كر هستند و گنگ و نابينا، و چون هيچ يك از وسايل اصلى درك حقايق را ندارند از راهشان باز نمى گردند(صُمٌّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَايَرْجِعُونَ).
چه مثال دقيق و گويايى! در زندگى انسان بيراهه فراوان است، امّا خطّ مستقيم كه به سر منزل مقصود به پيش مى رود يكى بيش نيست، ولى خطوط انحرافى بى نهايت است؛ و از آن گذشته، پردههاى ظلمت و طوفانهاى وحشتناك و حوادث گوناگون در طول اين راه فراوان است؛ چراغ پر فروغى كه از اين حوادث مصون باشد، لازم است تا پردههاى ظلمت را بشكافد و در برابر طوفانها مقاومت كند، و آن چيزى جز چراغ عقل و ايمان و خورشيد وحى نيست.
مختصر شعلهاى كه انسان موقتاً مى افروزد چه كارى در اين راه طولانى و پر از طوفان از آن ساخته است؟!