چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨ - چهره نفاق در سوره توبه
از آيات فوق استفاده مى شود كه گروهى از منافقان نزد پيامبر آمدند و پس از بيان عذرهاى گوناگون و حتّى سوگند خوردن، اجازه خواستند كه آنها را از شركت در ميدان «تبوك» معذور دارد، و پيامبر به اين عدّه اجازه داد.
خداوند در نخستين آيه مورد بحث پيامبرش را مورد عتاب قرار مى دهد و مى گويد: «خداوند تو را بخشيد؛ چرا به آنها اجازه دادى كه از شركت در ميدان جهاد خوددارى كنند(عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ)!»
«چرا نگذاشتى آنها كه راست مى گويند از آنها كه دروغ مى گويند شناخته شوند- و به ماهيّت آنها پى ببرى(حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ)!»
در اينكه عتاب و سرزنش فوق كه توأم با اعلام عفو پروردگار است دليل بر آن است كه اجازه پيامبر صلى الله عليه و آله كار خلافى بوده، يا تنها «ترك اولى» بوده، و يا هيچكدام، در ميان مفسّران گفتگو است.
بعضى آنچنان تند رفتهاند، و حتّى جسورانه و بى ادبانه نسبت به مقام مقدّس پيامبر صلى الله عليه و آله، آيه فوق را دليل بر امكان صدور گناه و معصيت از او دانستهاند، و لااقل ادبى را كه خداوند بزرگ در اين تعبير نسبت به پيامبرش رعايت كرده كه نخست از «عفو» مى گويد و بعد «مؤاخذه» مى كند، رعايت نكردهاند و به گمراهى عجيبى افتادهاند!
انصاف اين است كه در اين آيه هيچ گونه دليلى بر صدور گناهى از پيامبر صلى الله عليه و آله وجود ندارد، حتّى در ظاهر آيه؛ زيرا همه قراين نشان مى دهد چه پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اجازه مى داد و چه اجازه نمى داد اين گروه منافق در ميدان «تبوك» شركت نمى جستند، و به فرض كه شركت مى كردند نه تنها گرهى از كار مسلمانان نمى گشودند بلكه مشكلى بر مشكلات مى افزودند، چنانكه در چند آيه بعد مى خوانيم: «لَوْ خَرَجُوا فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا؛ اگر آنها با شما حركت مى كردند جز شرّ و فساد و سعايت و سخن چينى و ايجاد نفاق كار ديگرى انجام نمى دادند!»