چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤ - امروز هم «ثعلبه» ها كم نيستند
سرانجام آنها را با اين جمله مورد سرزنش و توبيخ قرار مى دهد كه: «آيا آنها نمى دانند خداوند اسرار درون آنها را مى داند، و سخنان آهسته و در گوشى آنان را مى شنود، و خداوند از همه غيوب و پنهانىها باخبر است(أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ)!»
چند نكته مهم:
١ از جمله«فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقاً فِى قُلُوبِهِمْ» به خوبى استفاده مى شود كه بسيارى از گناهان و صفات زشت، و حتّى كفر و نفاق، «علّت» و «معلول» يكديگرند؛ زيرا جمله فوق با صراحت مى گويد: بخل و پيمان شكنى آنها سبب شد كه نفاق در دلهايشان ريشه دواند، و همينگونه است گناهان و كارهاى خلاف ديگر؛ و لذا در بعضى از عبارات مى خوانيم كه گاهى گناهان بزرگ سبب مى شود كه انسان، بىايمان از دنيا برود.
٢ منظور از«يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ» كه ضمير آن به «خداوند» برمى گردد همان روز «رستاخيز» است؛ زيرا تعبير«لقاءاللَّه» و مانند آن در قرآن معمولًا درباره قيامت آمده است؛ درست است كه با مرگ، دوران عمل پايان مى يابد، و پرونده كار نيك و بد بسته مى شود؛ ولى آثار آنها همچنان در روح انسان تا قيامت برقرار خواهد بود.
البتّه اين احتمال را هم دادهاند كه ضمير«يلقونه» به«بخل» بازگردد؛ يعنى «تا آن زمانى كه نتيجه و كيفر بخل خويش را دريابند.»
همچنين احتمال داده شده است كه منظور از ملاقات پروردگار، لحظه مرگ باشد.
ولى همه اينها خلاف ظاهر آيه است و ظاهر، همان است كه گفتيم.
٣ از آيات فوق نيز استفاده مى شود كه «پيمان شكنى» و «دروغ» از صفات «منافقان» است و آنها هستند كه پيمان خود را كه با تأكيدات فراوان با خدا بستهاند، زير پا مى گذارند؛ و حتّى به پروردگار خويش دروغ مى گويند.