چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢ - توبه كاران
باطل و بىاساسى! او از مدينه دارد سرزمين حيره و مدائن كسرى را مى بيند، و خبر فتح آن را به شما مى دهد، در حالى كه هم اكنون شما در چنگال يك مشت عرب گرفتاريد (و حالت دفاعى به خود گرفتهايد) و حتّى نمى توانيد به بيت الحذر برويد (چه خيال و پندار خامى )!
آيه فوق نازل شد كه اين منافقان و بيماردلان مى گويند: «خدا و پيغمبرش جز فريب و دروغ وعدهاى به ما ندادهاند.» (ولى آنها از قدرت بىپايان پروردگار بىخبرند!)
و راستى در آن روز چنين اخبار و بشارتى جز در نظر مؤمنان آگاه، فريب و دروغى بيش نبود؛ امّا ديده ملكوتى پيامبر صلى الله عليه و آله در لابهلاى جرقّههاى آتشين كه از برخورد كلنگ هايى كه براى حفر خندق بر زمين كوبيده مى شد، جستن مى كرده، مى توانست گشوده شدن درهاى قصرهاى پادشاهان ايران و روم و يمن را ببيند، و به امّت جان بر كفش بشارت دهد، واز اسرار آينده پرده بردارد.
شايد نياز به تذكّر نداشته باشد كه منظور از«الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ» همان منافقان است، و ذكر اين جمله در واقع توضيحى است براى كلمه «منافقين» كه قبل از آن آمده است، و چه بيمارى بدتر از بيمارى نفاق! چرا كه انسان سالم و داراى فطرت الهى يك چهره بيشتر ندارد؛ انسانهاى دو چهره و چند چهره بيمارانى هستند كه دائماً در اضطراب و تضاد و تناقض گرفتارند.
شاهد اين سخن چيزى است كه در آغاز سوره بقره آمده است كه در توصيف منافقين مى گويد: «فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً[١]؛ در دلهاى آنها يك نوع بيمارى است و خدا (به خاطر اعمالشان) بر بيمارى آنها مى افزايد.»
در آيه بعد به شرح حال گروه خطرناكى از همين منافقان بيمار دل كه نسبت به
[١]. سوره بقره، آيه ١٠.