چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - كارشكنى منافقان
آن آگاه مى سازد، تا تحت تأثير اين گونه القائات سوء قرار نگيرند و هم منافقان بدانند كه حناى آنان در جامعه اسلامى رنگى ندارد!
نخست مى فرمايد: «آنها كه به افراد نيكوكار مؤمن در پرداختن صدقات و كمكهاى صادقانه، عيب مى گيرند، و مخصوصاً آنها كه افراد با ايمان تنگدست را كه دسترسى جز به كمكهاى مختصر ندارند، مسخره مى كنند، خداوند آنان را مسخره مى كند، و عذاب دردناك در انتظار آنان است(الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِى الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَايَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ)».
«يلمزون» از ماده «لمز» بر وزن «طنز» به معناى عيبجويى و «المطوعين» از ماده «طوع» بر وزن «موج» به معناى اطاعت است، ولى معمولًا اين كلمه به افراد نيكوكار و آنهايى كه علاوه بر واجبات به مستحبّات نيز عمل مى كنند، اطلاق مى شود.
از آيه فوق استفاده مى شود كه منافقان از گروهى عيبجويى مى كردند، و گروهى را مسخره مى نمودند. روشن است، سخريّه درباره كسانى بوده كه تنها قادر به كمك مختصرى به ارتش اسلام بودند، و لابد عيبجويى مربوط به كسانى بوده كه بعكس آنها، كمكهاى فراوانى داشتند؛ دومى را به عنوان ريا كارى و اوّلى را به عنوان كمكارى تخطئه مى نمودند.
در آيه بعد تأكيد بيشترى روى مجازات اين گروه از منافقان نموده و آخرين تهديد را ذكر مى كند، به اين ترتيب كه روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله نموده مى گويد: «چه براى آنها استغفار كنى و چه نكنى، حتّى اگر هفتاد بار براى آنها از خداوند طلب آمرزش نمايى، هرگز خدا آنها را نمى بخشد(اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَاتَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ)!»
«چرا كه آنها خدا و پيامبرش را انكار كردند و راه كفر پيش گرفتند- و همين كفر، آنها را به درّه نفاق و آثار شوم آن افكند(ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ).»