چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - پنج نمونه عملى
توبه كرده است و من از گناه خود پشيمانم و توبه مى كنم، پيامبر صلى الله عليه و آله توبه او را پذيرفت.
و نيز همانگونه كه در سابق اشاره كرديم، نقل كردهاند كه گروهى از منافقان تصميم داشتند به هنگام بازگشت از جنگ تبوك، در يكى از گردنههاى ميان راه، شتر پيامبر صلى الله عليه و آله را رم دهند، تا حضرت از بالاى كوه به درّه پرت شود؛ ولى پيامبر صلى الله عليه و آله در پرتو وحى الهى از اين ماجرا آگاه شد، و نقشه شوم آنها را نقش بر آب كرد؛ مهار ناقه را به دست «عمّار» سپرد و «حذيفه» هم از پشت سر ناقه را مى راند، تا مركب كاملًا در كنترل باشد؛ حتّى به مردم دستور داد از راه ديگر بروند تا منافقان نتواند در لابهلاى مردم پنهان شوند و نقشه خود را عملى كنند؛ و هنگامى كه در آن تاريكى شب صداى آمدن عدّهاى را پشت سر خود در آن گردنه شنيد، به بعضى از همراهان دستور داد كه فوراً آنها را باز گردانند. آنها كه حدود دوازده، يا پانزده نفر بودند و قسمتى از صورت خود را پوشانده بودند هنگامى كه وضع را براى اجراى نقشه خود نامساعد ديدند متوارى شدند؛ ولى پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را شناخت و نامهايشان را يك به يك براى بعضى از يارانش بر شمرد.
ولى چنانكه خواهيم ديد آيه اشاره به دو برنامه از منافقان مى كند يكى گفتار نابجايى از آنها، و ديگرى توطئهاى كه خنثى شد؛ و به اين ترتيب، به نظر مى رسد كه هر دو شأن نزول توأماً صحيح باشند.
توطئه خطرناك:
اين آيه با آيات گذشته اين سوره پيوند نزديكى دارد، زيرا همه سخن از منافقان مى گويند؛ منتها در اين آيه پرده از روى يكى ديگر از اعمال آنان برداشته شده و آن اينكه: هنگامى كه مى بينند اسرارشان فاش شده، واقعيّات را انكار مى كنند و حتّى براى اثبات گفتار خود به قسمهاى دروغين متوسّل مى شوند.