چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٢ - شناسايى منافقان از لحن گفتار
شوى، و به «رأى العين» آنها را ببينى.
سپس مى افزايد: «هرچند الان هم مى توانى از طرز سخنانشان آنها را بشناسى(وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِى لَحْنِ الْقَوْلِ)».
«راغب» در «مفردات» مى گويد: «لحن» عبارت از اين است كه سخن را از قواعد و سنن خود منحرف سازند، يا حركات حروف را تغيير دهند، و يا از صورت صراحت به كنايه و اشاره بكشانند، و منظور در آيه مورد بحث، همان معناى سوم است يعنى اين منافقان بيمار دل را از كنايه و نيشها و تعبيرات موذيانه و منافقانهشان مى توان شناخت؛ هرجا سخن از جهاد است، آنها به نحوى در تضعيف اراده مردم مى كوشند؛ هرجا سخن از حقّ و عدالت است، آن را به سوى ديگرى منحرف مى سازند؛ و آنجا كه از نيكان و پاكان و پيشگامان اسلام سخن به ميان مى آيد، به نحوى مى كوشند آنها را لكّهدار و كم اعتبار كنند.
لذا در حديث معروفى از «ابو سعيد خدرى» نقل شده است كه مى گويد: «لَحْنُ الْقُوْلِ: بُغْضُهُمْ عَلِىِّ بْنِ ابِى طَالِبٍ، وَ كُنَّا نَعْرِفُ الْمُنَافِقِينَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله بِبُغْضِهِمْ عَلِىّ بْنِ ابِى طَالِبٍ؛ منظور از لحن القول، بغض علىّ بن ابىطالب عليه السلام است، و ما منافقان را در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق عداوت با على عليه السلام مى شناختيم.»
آرى اين يكى از نشانههاى بارز منافقان بود كه نسبت به اوّلين مؤمن از ميان مردان، و نخستين پيشگام جانباز اسلام عداوت مى ورزيدند.
اصولًا ممكن نيست انسان چيزى را در دل داشته باشد و بتواند براى مدّت طولانى آن را چنان مكتوم دارد كه حتّى در كنايات و اشارات و لحن كلام او ظاهر نشود؛ لذا در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى خوانيم: «مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِى فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ؛ هيچ كس چيزى را در دل پنهان نمى كند مگر اينكه در سخنانى كه از دهان او نا آگاه مى پرد و بر صفحه صورتش، آشكار مى شود.»
در آيات ديگر قرآن سخنان موذيانه منافقان كه مصداق اين لحن القول است، يا