چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩ - سرچشمه نفاق
اينجاست كه مى توان فهميد چرا اين همه آيات مربوط به منافقين در مدينه نازل شده نه در مكّه.
اين نكته را نيز مجدّداً يادآورى مى كنيم كه مسأله نفاق و منافقان مخصوص به عصر پيامبر صلى الله عليه و آله نبود، بلكه هر جامعهاى- مخصوصاً جوامع انقلابى- با آن روبهرو هستند؛ به همين دليل بايد تحليلها و موشكافىهاى قرآن را روى اين مسأله نه به عنوان يك مسأله تاريخى، بلكه به عنوان يك مسأله مورد نياز فعلى، مورد بررسى دقيق قرار داد، و از آن براى مبارزه با روح نفاق و خطوط منافقين در جوامع اسلامى امروز الهام گرفت؛ و نيز بايد نشانههاى آنها را كه قرآن به طور گسترده بازگو كرده است دقيقاً شناخت؛ و از طريق اين نشانهها به خطوط و نقشههاى آنها پى برد.
نكته مهم ديگر اينكه، خطر منافقان براى هر جامعه از خطر هر دشمنى بيشتر است؛ چرا كه از يك سو شناخت آنها غالباً آسان نيست، و از سوى ديگر، دشمنان داخلى هستند، و گاه چنان در تار و پود جامعه نفوذ مى كنند كه جدا ساختن آنها كار بسيار مشكلى است؛ و از سوى سوم روابط خويشاوندى و اقتصادى و عاطفى آنها با ساير اعضاى جامعه، كار مبارزه را با آنها دشوار مى سازد.
به همين دليل، اسلام در طول تاريخ خود بيشترين ضربه را از منافقان خورده؛ و نيز به همين دليل قرآن سختترين حملات خود را متوجّه منافقان ساخته و آن قدر كه آنها را كوبيده، هيچ دشمنى را نكوبيده است.
با توجّه به اين مقدّمه به تفسير آيات باز مى گرديم.
نخستين سخنى را كه قرآن در اينجا درباره منافقان مطرح مى كند همان اظهار ايمان دروغين آنهاست كه پايه اصلى نفاق را تشكيل مى دهد؛ مى فرمايد: «هنگامى كه منافقان نزد تو مى آيند مى گويند: ما شهادت مى دهيم كه حتماً تو رسول خدايى(إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ)!»