چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - چهره نفاق در سوره نساء
پايانى شوم:
در اين آيات اشاره به حالت جمعى از كافران كرده كه هر روز شكل تازهاى به خود مى گيرند؛ روزى در صف مؤمنان، و روز ديگر در صف كفّار؛ و باز در صف مؤمنان، و سپس در صفوف كفّار متعصّب و خطرناك قرار مى گيرند. خلاصه، همچون«بت عيّار» هر لحظه به شكلى و هر روز به رنگى در مى آيند و سرانجام در كفر و بىايمانى از دنيا چشم مى پوشند.
نخستين آيه از آيات فوق درباره سرنوشت چنين كسانى مى گويد: «آنها كه ايمان آوردند سپس كافر شدند باز ايمان آوردند و بار ديگر راه كفر پيش گرفتند و سپس بر كفر خود افزودند، هرگز خداوند آنها را نمى آمرزد و به راه راست هدايت نمى كند(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْراً لَّمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا)».
اين تغيير روشهاى پى در پى، و هر روز به رنگى در آمدن، يا مولود تلوّن و عدم تحقيق كافى در مبانى اسلام، و يا نقشهاى بود كه افراد منافق و كفّار متعصّب اهل كتاب براى متزلزل ساختن مؤمنان واقعى، طرح و اجرا مى كردند كه با اين رفت و آمدهاى پى در پى، مؤمنان واقعى را در ايمان خود متزلزل سازند؛ چنانكه در آيه ٧٢ سوره آلعمران شرح آن گذشت.
البتّه آيه فوق هيچ گونه دلالتى بر عدم قبول توبه اينگونه اشخاص ندارد، بلكه موضوع سخن در آيه تنها آن دستهاى هستند كه در حال شدّت كفر، سرانجام چشم از جهان مى پوشند، چنين افرادى به مقتضاى ايمان و عملشان نه شايسته آمرزشند و نه هدايت، مگر اينكه در كار خود تجديد نظر كنند. سپس در آيه بعد مى گويد: «به اين دسته از اين منافقان بشارت بده كه عذاب دردناكى براى آنهاست(بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً)».
تعبير به عنوان«بشارت» در موردى كه سخن از«عذاب اليم» است يا به عنوان استهزا نسبت به افكار پوچ و بى اساس آنهاست، و يا به خاطر آن است كه كلمه بشارت