چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣ - تكرار تاريخ و درسهاى عبرت
درسها را به آنها مى دهد، و مى گويد: «شما همانند منافقان پيشين هستيد- و همان مسير و برنامه و سرنوشت شوم را تعقيب مى كنيد(كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ)».
«همانها كه از نظر نيرو از شما قويتر، و از نظر اموال و فرزندان از شما افزونتر بودند(كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا)».
«آنها از نصيب و بهره خود در دنيا، در طريق شهوات و آلودگى و گناه و فساد و تبهكارى، بهره گرفتند، شما منافقان اين امّت نيز از نصيب و بهره خود همانگونه كه منافقان پيشين بهره گرفته بودند، بهرهبردارى كرديد(فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ)».
«خلاق» در لغت به معناى نصيب و بهره است؛ و چنانكه «راغب» در «مفردات» مى گويد: از ريشه «خُلق» گرفته شده است (گويا به اين جهت كه انسان بهرههاى خود را متناسب با خلق و خوى خود در اين جهان دريافت مى دارد)؛ سپس مى گويد: «شما در كفر و نفاق و سخريه و استهزاى مؤمنان، فرو رفتيد، همان گونه كه آنها در اين امور فرو رفتند(وَخُضْتُمْ كَالَّذِى خَاضُوا[١])».
سرانجام پايان كار منافقان پيشين را براى هشدار به گروه منافقان معاصر پيامبر صلى الله عليه و آله و همه منافقان جهان، با دو جمله بيان مى كند:
نخست اينكه: «آنها كسانى هستند كه همه اعمالشان در دنيا و آخرت بر باد رفته و مى رود، و هيچ نتيجه مثبتى از آن عايدشان نمى گردد(أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِى الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ)».
ديگر اينكه،«آنها زيانكاران حقيقى، و خسران يافتگان واقعى هستند(وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ)».
[١]. جمله«كَالَّذِى خَاضُوا» در واقع به معناى«خَاضُوا فِيهِ» است، و به تعبير ديگر، تشبيه فعل منافقان امروز به فعل منافقان پيشين است، همانگونه كه در جمله قبل بهرهگيرى آنها را از نعمتها و مواهب الهى در راه شهوات، به بهرهگيرى منافقان پيشين تشبيه مى كند؛ بنابراين، تشبيه شخص به شخص نيست كه ناچار شويم«أَلَّذِى» را به معناى«ألَّذِينَ» (يعنى مفرد را به معناى جمع) بگيريم، بلكه تشبيه عمل به عمل است.