چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - توبه كاران
خلاصه، هركس اسرار باطنى خويش را در اين رستاخيز عجيب و «يوم البروز» آشكار ساخت.
در نخستين آيات مورد بحث، گفتگوى منافقان و بيماردلان منعكس شده است، مى فرمايد: «به خاطر بياوريد هنگامى را كه منافقان و آنها كه دلى بيمار داشتند، مى گفتند: خداوند و پيامبرش چيزى جز وعدههاى دروغين به ما ندادهاند(وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً)».
در تاريخ جنگ احزاب چنين آمده است كه در اثناى حفر خندق كه مسلمانان هر يك مشغول كندن بخشى از خندق بودند، روزى به قطعه سنگ سخت و بزرگى برخورد كردند كه هيچ كلنگى در آن اثر نمى كرد، خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله دادند؛ پيامبر صلى الله عليه و آله شخصاً وارد خندق شد، و در كنار سنگ قرار گرفت و كلنگى را به دست گرفت و نخستين ضربه محكم را بر مغز سنگ فرود آورد، قسمتى از آن متلاشى شد و برقى از آن جستن كرد؛ پيامبر صلى الله عليه و آله تكبير پيروزى گفت؛ مسلمانان نيز همگى تكبير گفتند.
ر دوم ضربه شديد ديگرى بر سنگ زد، قسمت ديگرى در هم شكست و برقى از آن جستن نمود؛ پيامبر صلى الله عليه و آله تكبير گفت و مسلمانان نيز تكبير گفتند.
سرانجام پيامبر صلى الله عليه و آله سومين ضربه را بر سنگ فرود آورد و برق جستن كرد؛ و باقى مانده سنگ متلاشى شد؛ حضرت صلى الله عليه و آله باز تكبير گفت و مسلمانان نيز صدا به تكبير بلند كردند. سلمان از اين ماجرا سؤال كرد؛ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «در ميان برق اوّل سرزمين «حيره» و قصرهاى پادشاهان ايران را ديدم، و جبرئيل به من بشارت داد كه امّت من بر آنها پيروز مى شوند؛ و در برق دوم قصرهاى سرخ فام «شام و روم» نمايان گشت، و جبرئيل به من بشارت داد كه امّت من بر آنها نيز پيروز خواهند شد! در برق سوم قصرهاى «صنعا و يمن» را ديدم و جبرئيل باز به من خبر داد كه امّتم باز بر آنها پيروز خواهند شد؛ بشارت باد بر شما اى مسلمانان!
منافقان نگاهى به يكديگر كردند و گفتند: چه سخنان عجيبى! و چه حرفهاى