چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - نكات قابل توجّه در اين آيات
مثلًا در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله مى خوانيم: «ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَانَ مُنَافِقاً وَ إِنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ زَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ: مِنْ إِذَا ائْتُمِنَ خَانَ، وَ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ[١] ...؛ سه صفت است در هر كس باشد منافق است، هر چند روزه بگيرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند: كسى كه در امانت خيانت مى كند، و كسى كه به هنگام سخن گفتن دروغ مى گويد، وكسى كه وعده مى دهد و خلف وعده مى كند.»
مسلّماً اين گونه افراد، منافق به معناى خاص نيستند، ولى رگههايى از نفاق در وجود آنها هست، مخصوصاً درباره رياكاران از امام صادق عليه السلام مى خوانيم كه فرمود:
«الرّياء شجرة لا تثمر إلّاالشّرك الخفى، و اصلها النّفاق! [٢]؛ ريا و ظاهرسازى، درختى (شوم و تلخ) است كه ميوهاى جز شرك خفى ندارد و اصل و ريشه آن نفاق است.»
در اينجا توجّه شما را به سخنى از اميرمؤمنان على ٧ درباره منافقان جلب مى كنيم:
اى بندگان خدا شما را به تقوا و پرهيزكارى سفارش مى كنم، و از منافقان برحذر مى دارم، زيرا آنها گمراه و گمراه كنندهاند؛ خطاكار و به خطا اندازند؛ به رنگهاى گوناگون در مى آيند؛ به قيافه و زبانهاى متعدّد خودنمايى مى كنند؛ از هر وسيلهاى براى فريفتن و درهم شكستن شما استفاده مى كنند؛ و در هر كمينگاهى به كمين شما مى نشينند؛ بد باطن و خوش ظاهرند؛ و گفتارشان به ظاهر شفابخش، امّا كردارشان دردى است درمانناپذير؛ به رفاه و آسايش مردم حسد مى ورزند و (اگر به كسى) بلايى وارد شود خوشحالند؛ و اميدواران را مأيوس مى كنند؛ آنها در هر راهى كشتهاى دارند و در هر دلى راهى و در هر مصيبتى اشك ساختگى مى ريزند؛ مدح و تمجيد را به يكديگر قرض مى دهند و انتظار پاداش و جزا مى كشند؛ اگر چيزى بخواهند اصرار مى ورزند، و اگر ملامت كنند پرده درى مى نمايند. [٣]»
[١]. بحارالانوار، ج ٦٩، ص ١٠٨.
[٢]. همان مدرك، ص ٣٠٠.
[٣]. نهج البلاغه، خطبه ١٩٤.